یک پژوهشگر و فعال حوزه اعتیاد : گل مخدر نیست اما شدیدا اعتیادآور است
سفیدی چشمانش غیرعادی و به سرخی گرویده، اشتهای کاذبش غیرعادی است و خندههای بیموردش گواه میدهد که …
به دوماه قبل فلشبک می زنم؛ به میهمانی دورهمی ۵ دوست دوران دانشجویی، به نگاههای ساده و معصومانه «هستی».ظاهرا یک میهمانی دخترانه است اما با سیگارهایی که آرزو یکی پس از دیگری دود میکند گویی چند معتاد دور منقل جشن گرفتهاند. لابهلای پکهای عمیقش دائما به بقیه جمع تعارف میکند که آنها هم پکی بزنند. تاکید موکد میکند سیگارش فقط سیگار است و بس بیآنکه اعتیاد آور باشد. دائما هم تاکید میکند: من خودم تفریحی میکشم بدون اینکه معتادش شده باشم. البته لابهلای حرفهایش صادقانه اعتراف میکند در سیگارش فقط کمی پودر سبزرنگ ریخته که نام خوبی هم دارد؛ «گل»! در میان خندههای گاه و بیگاهش هم یادآوری میکند: اگه گل اعتیادآور بود مثل شیشه و تریاک و هروئین و کروکودیل اسم عجیب و غریب داشت، مگه میشه گل آدمو معتاد کنه! و همین استدلالهای سفسطهوارش هستی را برای نخستین بار میهمان پکهایش میکند و در حالی که میهمان تازهوارد زیر لب القا میکند که «اعتیاد که نداره حالا منم یک بار امتحان میکنیم اونم تفریحی…» آرزو ورودش به دنیای توهمزا و ترسناک حشیش را با سر خوشامد میگوید و همچنان نجواکنان تاکید میکند: گل اعتیادآور نیست…
این روزها جوانان بسیاری در جامعه شاید بارها و بارها این جمله را شنیده باشند که گل اعتیادآور نیست؛ مادهای که نام اصلیاش «حشیش صنعتی» است و ١٠٠ تا ١۵٠ برابر اعتیادآورتر از حشیش! گل ماده مخدر جدیدی در دنیا نیست و در واقع همان «ماری جوانا» است اما نکته هشداردهنده درباره این ماده این است که بیش از یک دهه از عمر ورود این ماده اعتیادآور به کشور ما نمیگذرد اما در همین مدت کوتاه با اهرم « سرخوشی کاذب » چنان طرفدار جذب کرده که بارها و بارها زنگ هشدار برای مسئولان به صدا درآمده و هر بار هم به سرعت صدای زنگها خفه شده است! حال امروز همین اهرم شادی کاذب موجب شده اقبال به گل در میان زنان و دختران رو به افزایش باشد تا جایی که رئیس کارگروه کاهش تقاضای اعتیاد کمیته مستقل مبارزه با
مواد مخدر مجمعتشخیصمصلحتنظام از افزایش مصرف آن در
میان دختران و زنان کشور ابراز نگرانی کرده است. قائم مقام ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز اخیرا افزایش مصرف ماده مخدر «گل» در میان دانشجویان را هشدار داده است. آنچه در این میان نگرانیها بابت این ماده را افزایش میدهد رواج و تبلیغ این باور غلط است که مصرف ماده مخدر «گل» اعتیاد آور نیست؛ تبلیغی که یکبار باور به آن -با توجه به شادی کاذبی که فرد بار اول دریافت میکند-تضمینی است برای ورود فرد به لیست پر و پیمان معتادان کشور که خروج از آن امری محال به نظر میرسد.
در همین زمینه به سراغ یک پژوهشگر و فعال حوزه اعتیاد (جامعهشناس) رفتیم تا درباره ماده «گل» بیشتر بدانیم. گفتگوی آفتاب یزد با رویا نوری را میخوانید.
عدهای معتقدند ماده مخدر «گل» اعتیادآور نیست، نظر شما درباره این عقیده که روز به روز بیشتر شنیده میشود، چیست؟
در ابتدا باید تاکید کنم ماده گل جزء مواد اعتیادآور تقسیم بندی میشود نه جزء موادمخدر، زیرا موادمخدر شامل موادی میشود که فرد را تخدیر کرده و او را پایین میکشد. اما مواد اعتیادآور محرک مثل شیشه کارکرد دیگری دارند و میزان دوپامین مغز و انرژی بدن را بالا میبرند.موادی مثل گل، حشیش، گرس، بنگ، جوین و … هم به نوعی در گروه مواد توهمزا جای میگیرند که صددرصد اعتیادآورند، هر چند ماده مخدر نیستند.
دلیل رواج این باور غلط میان افراد چیست؟
مواد اعتیادآوری مثل گل به دلیل فراوانی، دسترسی و مصرف آسان به راحتی در ماشین، مهمانی، محل کار و … در قالب سیگار یا پیپ قابل مصرف هستند. از این رو این باور غلط در ذهن مردم وجود دارد که گل اعتیادآور
نیست. علاوه بر اعتیاد آور
بودن این مواد توهمزا
باید تاکید کنم مقالات و تحقیقات و پژوهشهای جدید نشان میدهد استفاده از گل، حشیش، گرس و … مصرفکنندگان را به افسردگی شدید مبتلا میکند، زیرا محرکها همانقدر که به سرعت حالت سرخوشی به فرد میدهد بعد از مدت زمان بسیار کمی اثرشان از بین میرود و فرد بعد از زدن پک آخر بلافاصله وسوسه کشیدن سیگار بعدی به سراغش میآید و همینگونه است که فرد به موادی چون گل اعتیاد پیدا میکند.
علل رواج مصرف مواد اعتیادآور گل در میان دانشجویان را چه ارزیابی میکنید؟
جمعیت جوان در کشور ما جمعیت بسیار قابل توجهی است و کشور ما جزء کشورهایی است که بیشترین جمعیت جوان را در مقایسه با کشورهای دیگر داراست. متاسفانه تغییراتی در نسل جوان به وجود آمده که ما آسیبشناسان ریشه آن را در خانواده میبینیم. نسل جوان امروز نسلی نیست که فیالذاته به رفتارهای پرخطر تمایل داشته باشد بلکه گرایش این نسل به رفتارهای پرخطر مسلما ریشه در بستر تربیتی، آموزش و پرورشی آنها دارد که این بستر را تنها خانواده فراهم نمیکند بلکه نظام آموزشی و پرورشی هم در آن نقش پررنگی دارد.این بستر موجب به بار آمدن نسلی شده
که به نوعی میخواهد
«خط شکن» و عبورکننده از خط قرمزها باشد؛ نسلی که بیشتر
به دنبال خوشیها و لذتهای آنی است.از سوی دیگر، وقتی مدارس یا دانشگاهها به دنبال انگ زدن و خطاکار دانستن دانش آموزان یا دانشجویان باشد، این باعث دوری گزیدن دانش آموزان و دانشجویان از مدرسه یا دانشگاه می شود و عدم تعلق خاطر به محیطهای آموزشی خود عاملی میشود تا فرد مقابل قوانین این محیطها بایستد.
با این اوصاف تا چند سال دیگر باید شاهد رواج مصرف موادی چون گل حتی در مدارس باشیم!
امروز هم این اتفاق افتاده و نیازی به چند سال دیگر نیست. در سال ۹۴ نرخ اعتیاد دانش آموزی و ورود مواد اعتیادآور به مدارس (نه قلیان و سیگار) طبق تحقیقات رسمی در مقایسه با سال ۹۰، رشد صددرصدی داشته است.حال اگر میزان مصرف قلیان و سیگار را هم بیفزاییم که سر به فلک میکشد!
طبق این تحقیق کدام استانها یا شهرها درصدر قرار دارند؟
تا جایی که مطمئنم استان تهران و مازندران درصدر بودهاند.
علت اینکه مازندران با وجود شرایط جغرافیایی و وجود طبیعت در مقایسه با مناطق خشک و کویری درصدر آمار قرار دارد را چه میدانید؟
شرایط جغرافیایی شاید یکی از عواملی باشد که برای افراد به نوعی امنیت ایجاد میکند اما این مسئله زمانی اتفاق میافتد که صفات محافظتی روحی و روانی هم وجود داشته باشد. برای مثال اگر فردی بدون صفات محافظتی روحی و روانی و معنوی در بهترین نقطه دنیا هم باشد باز عملکرد ناسالمی دارد.
منظور از سپرهای محافظتی چیست؟
این سپرها همان چیزی است که از فرد در مقابل هیجانات آنی، خواستهها، تمایلات عاطفی محافظت کرده و مانع از رسیدن آسیب به فرد به دلیل پاسخگویی به نیازها و تمایلاتش میشود.میل به لذت طلبی یک هیجان است که در همه افراد طبیعی است اما زمانی که از سطح معقول عبور و عملکرد فرد را مختل کند، یعنی آسیبزا شده است.
که متاسفانه این اتفاق در جامعه ما به شدت درحال رخ دادن است.
بله دقیقا. به لذت در دنیا به عنوان یک صنعت و اقتصاد نگاه میشود و کاملا مدیریت شده است و کنترل بسیاری روی آسیبزا نشدن این صنعت وجود دارد. فلاسفه لذت را به جنبان و غیرجنبان تقسیم میکنند. در کشور ما اصولا لذتها جنبان هستند و محوریت زندگی افراد براساس این لذتها شکل میگیرد در نتیجه بیشتر افراد به لذتهای کوتاهمدت که به سرعت اثر میگذارند و به سرعت هم اثرشان از بین میرود، راضی شدهاند و همین نتیجه روی آوردن آنان به موادمخدر و اعتیادآور است، زیرا میل به لذت بالا رفته و از سطح طبیعی خود خارج شده، چراکه از یکسو مدیریت این لذتها نه درست آموزش داده شده و اصولا خود افراد برای ارضای معقول لذتها تربیت نشدهاند و از سوی دیگر به لذتها هم پاسخ مناسب داده نشده و آن قدر دامنه هیجانی آن بالا رفته که فرد قادر است برای پاسخ دادن به آن مرتکب هر کاری میشود. مثلا فرد هر کاری میکند تا بینیاش را عمل کند، هر کاری میکند تا پروتز کند، هر کاری میکند تا فلان ماشین یا گوشی را داشته باشد و تنها عنصر مهم صفت «دارا بودن» و «داشتن» برای فرد است تا در کوتاهمدت به اهدافش برسد.
در کشورهای دیگر صنعت لذت چگونه مدیریت
می شود که آسیب به همراه ندارد؟
فقط آگاهی، زیرا در تمام دنیا مهمترین عنصر پیشگیری، آگاهی است.آگاهی هم فقط به این معنا نیست که به فرد اطلاعات داده شود، زیرا مردم ما فول اطلاعاتاند و دائما از کانالهای مختلف خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه و… پیامهای اخلاقی به مردم ارسال می شود اما چون این اطلاعات درونی نمیشود و فرد یا افراد مرجع اطلاعرسانی را باور ندارند، اطلاعات عملیاتی و مسلماً درونی نمیشود، در نتیجه تاثیری روی افراد ندارد و در نهایت پیشگیری هم صورت نمیگیرد هرچند جامعه ما خوب میتواند درباره مسائل اخلاقی یا راهکارهای پیشگیری صحبت کند یا شعار دهد اما عامل آن نخواهد بود./آفتاب یزد
انتهای پیام/
