نقش روابط عمومی در مدیریت شهری
نقش روابط عمومی در مدیریت شهری
تهیه کننده: سمانه صادق کسمائی
موفقیت یک سازمان به میزان دستیابی به اهداف از پیش طرح ریزی شده و توانایی حفظ یا توسعه عملکرد در بلندمدت و نتیجه تداوم رضایت ذینفعان سازمان در طول زمان است. از منظر سازمان جهانی استاندارد، پایداری یک سازمان به توانایی آن در پایش محیط خارجی برای فرصت ها، تغییرات، روندها و ریسکهایی مرتبط است. در عصر حاضر سازمانها به صورت فزایندهای با محیطهای پویا و در حال تغییر هستند و برای حفظ بقا و پویایی خود مجبور هستند خود را با تغییرات محیطی سازگار نمایند .مشارکت در مدیریت شهری به معنای شرکت فعالانه شهروندان در امور مختلف شهر است. چنین مدیریتی، فرآیندی راهبردی بوده و میتواند از بار مسائل و مشکلات شهری بکاهد، همچنین زمینههای لازم برای شرکت در مناسبتهای شهری چون انتخابات، اسکان، بهداشت و… را فراهم سازد. بررسی آسیب شناسانه مدیریت شهری و موانع موجود میتواند در ارائه راهکارهای عملیاتی شده و به تبع آن توسعه و پویایی شهر و جامعه کارساز باشد.
تعریف روابط عمومی
روابط عمومی (Public Relations) به زبان ساده، هنر و علم برقراری ارتباط موثر و پایدار بین یک سازمان و مخاطبان آن است.. روابط عمومی فرایندی است که به سازمانها کمک میکند تا با شناسایی و برآورده کردن نیازها و منافع متقابل خود و مخاطبان، روابط سودمند و بلندمدتی را ایجاد کنند. در دنیای پر رقابت امروزی، روابط عمومی به یکی از مهمترین ابزارهای سازمانها برای دستیابی به اهداف خود تبدیل شده است
در مدیریت شهری نیز اگر مدیران شهرداری بها و اهمیت و جایگاه روابط عمومی را کم بشمارند، موفقیتی در تعالی و پیشرفت فعالیتها به دست نمی آورند.روابط عمومی در مدیریت شهری باید در جستجوی تعادل،تفاهم ودرک متقابل بین درون وبرون ( مخاطبین یعنی شهروندان با مدیریت شهری ) فعال باشد.واضح است که هرگونه اختلال در ارتباط بین شهرداریها و شهروندان، مشکلات جبرانناپذیری را بر مدیریت شهری وارد خواهد کرد. لذا روابط عمومی در شهرداریها، بایستی با ایجاد و حفظ خطوط دوجانبه ارتباطی و درک متقابل بین مردم و سازمان پایه و اساس همکاری متقابل و تعامل سازنده را پیریزی و با استفاده از تکنیکهای ارتباطی معقول و مناسب، پیوسته از خواستهها و نظریات عموم مردم آگاه و پاسخگوی نیاز آنها باشد.
روابط عمومی در دنیای ارتباطات امروز قلب تپنده هر مجموعه وسازمان است. معتقدم اگر نقش روابط عمومی را در ایجاد یا تقویت فرهنگ، معرفی ظرفیتهای جامعه، بازآفرینی فرهنگی، حفظ تعلق و پیوستگی بدانیم در این صورت میتوانیم از هر نوع گسستگی و ناپیوستگی جلوگیری کنیم یا حداقل کاهش دهنده فاصله و شکاف میان جامعه و دستگاههای اجرایی باشیم، به همین سبب روابط عمومی را هنر مردمداری و مجموعهای از مهارتهای متنوع از جمله تعهد، تخصص، علم، و خلاقیت میدانم، که به عنوان شاخهای مهم و موثر در مقوله ارتباطات، بیش از آنکه یک حرفه و مسئولیت باشد، رویکردی علمی، اخلاقی، انسانی و اجتماعی در بدنه هر تشکل و سازمان است، به همین سبب قاطعانه باید گفت «روابط عمومی شغل اداری نیست، بلکه یک شوق اداری است» و فعالان این حوزه با تلاش شبانه روزی، عشق و ایدههای نو، گام برمیدارند و سبک زندگی شان با سکون و ایستایی میانهای ندارد.
