نگاه حداقلی به فرهنگ در فضای مدیریتی حاکم است
عصر صادق :دکتر حسن بنیانیان رئیس کمیسیون فرهنگی ـ اجتماعی و پیوست نگاری فرهنگی شورای انقلاب فرهنگی از چهرههای شناخته شده و برجسته مدیریت فرهنگی کشور است که پیش از آن رئیس حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی بود. از او آثار قلمی فراوانی در حوزه فرهنگ و مسائل اجتماعی و بویژه مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن وجود دارد که هر کدام در جای خود ارزشمند است. با وی در خصوص بایستههای مدیریت جهانی، چگونگی شکلگیری عزم ملی، انگیزههای مشارکت فراگیر و… در سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی به گفتگو نشستیم، این گفتگو را در زیر میخوانید:
بایستههای مدیریت جهادی چیست؟ مدیریت جهادی کجا باید آموزش ببیند و تربیت شود؟
بنیانیان: چون درشرایط جدید دشمن برای مقابله با توسعه اندیشه اسلامی همه ابزارهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را در کنار فعالیتهای نظامی به استخدام میگیرد، تا مانع از انتقال اندیشههای اسلامی وبدنبال آن احیای احکام الهی شود. طبیعتا جهاد هم باید متناسب این شرایط در همه عرصهها تعریف شود و در این نگاه جامع، همه انسانهای وفادار به مکتب اسلام وانقلاب اسلامی باید احساس مسئولیت کنند ، تا سرباز جهادی محسوب شوند. سربازان جهادی را مدیرانی که اندیشه جهادی دارند میتوانند رهبری کنند و از این جهت مدیریت جهادی معنا پیدا میکند. مدیر جهادی به تنهایی و بدون داشتن یاران جهادگر نمیتواند کاری کند. فرق مدیر جهادی با مدیریتهای مرسوم فینفسه مستلزم داشتن نیت الهی است، یعنی ذهن انسان باید از کسب منافع مادی، کسب موقعیتهای اجتماعی، کسب مزایای دنیایی بتواند عبور کند و نیتها را خالص کند نیت الهی از ویژگیهای مهم مدیریت جهادی است و شکلگیری چنین ویژگیهایی در یک شخص، تلاش حداکثری را به دنبال خواهد داشت . نمونههایی از این نوع مدیریت را در دفاع مقدس داشتیم، مدیریت جهادی یعنی تلاش حداکثری و دائمی برای کسب رضای الهی، با پیوند این سه وجهه یعنی داشتن نیت الهی، تلاش دائمی برای تحقق اهداف نظام اسلامی و تلاش برای افزایش دانش برای اثربخشی بیشتر، در ذیل ساختن یک جامعه اسلامی که در آن اندیشههای دینی استقرار بیشتری پیدا کند، مدیریت جهادی در همه عرصههای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، قضائی و نظامی میتواند تجلی یابد.
عزم ملی خود بهخود اتفاق میافتد یا باید برای آن بسترسازی صورت گیرد؟ چه نهادی باید برای به وجود آوردن عزم ملی زمینهسازی کند؟
بنیانیان: شکل گیری مدیریت جهادی، درابتدا مستلزم شکلگیری یک مدیریت جهادی فرهنگی است. چون بحث اصلاح نیت است و انگیزههای مادی نمیتواند مدیریت جهادی خلق کند. انگیزهها باید از درون باشد و مدیریت فرهنگی کارآمدی باید در کشور شکل گیرد تا این بستر را فراهم کند. یعنی از کار لذت بردن، چه برای خود یا برای دیگران، برای هدف بالاتر مستلزم شکلگیری نوعی ایمان و اعتقاد به آخرت و رحمانیت خداوند و بصیرت عمیق نسبت به انقلاب اسلامی و کارکردن ذیل رهنمودهای ولی فقیه است. عزم ملی مستلزم کار عمیق فرهنگی است. در حوزه کار و تلاش اجتماعی که متاسفانه ما در این بخش در طول تاریخ کم کار کردیم و از متوسط دنیا هم عقب هستیم، به واسطه اینکه درصد سال اخیر درآمدهای نفتی نوعی تنبلی اجتماعی را در ما نهادینه کرده و فراگیر و همگانی شده و مثلا افراد پرتلاش را توبیخ و کمکارها رابصورت غیر مستقیم تشویق میکنیم. فرهنگسازی در جامعه برآیند تلاش هم افراد جامعه در همه عرصهها است. مدیران باید پرتلاش ظاهر شوند و غیر از تلاش خودشان به این شناخت برسند که باید ساز و کار فعالیتشان افراد پرکار را تشویق و پاداش دهد چون خیلی اوقات ساختارمان افراد پرکار را تنبیه میکند. باید روحیه تعامل و همکاری و هم افزایی شکل گیرد تا افراد دانش و مهارتهای خودشان را به همدیگر پیوند دهند تا کار بزرگ صورت گیرد وقتی حضرت آقا میفرمایند مدیریت جهادی، با نگاه به روند تحولات مدیریتی کشور است. وقتی مقایسه میکنیم مدیران امروز را با مدیران دهه اول انقلاب، به لحاظ نظام انگیزشی و میزان تلاش وسلامت نفس، متاسفانه یک روند منفی را حس میکنیم وقتی این مفاهیم از سوی آقا مطرح میشود رسانه ملی باید بهترین نیروهایش را معطوف کند به راهبردهای رهبری که کلید حل بقیه مسائل است تا خون تازه ای به روحیه مدیران دمیده شود، رسانه ملی همانطور که چهره ماندگار انتخاب ومعرفی می کرد می تواند سالی یکبار مدیران جهادگر را شناسایی و از خدمات آنان تجلیل کند چون سرمایه کشورند و نباید فراموش شوند.
تا زمانی که مردم مدیریت جهادی را مشاهده نکنند آیا انگیزهای برای مشارکت فراگیر و عزم ملی پیدا میکنند؟
بنیانیان: اول باید عامل اصلی وحرکت ساز را مشخص کنیم بعد بگوییم این مسیر اصلی را چه عواملی آسیب میزند. عامل اصلی ایجاد یک بصیرت عمیق دینی در مدیران و افراد است تا همه متوجه شوند که مسئول اعمال خود در پیشگاه الهی هستند و اتفاقاتی که در اطراف آنها میافتد باید درصدد اصلاح آن برآیند. اگراین بصیرت را ایجاد کنیم، فهرست عوامل بازدارنده که به گوش افراد میرسد زمینهای میشود برای کار و تلاش بیشتر، امااگر این بصیرت ایجاد نشود، آسیبهایی که وجود دارد انگیزهها را میگیرد. مدیریت جهادی ماهیتا باید از مدیران ارشد نظام آغاز شود و در عمل باید مردم حس کنند مدیرانشان حداکثر تلاششان را میکنند و با حداقل پاداشهای مادی راضیاند. ما این نوع درسها را از دفاع مقدس گرفتیم اما خوب انتشار ندادیم که بخش مهمی از انگیزه رزمندگان را رفتار فرماندهان ایجاد میکرد ، آنها محافظتی که برای حفظ جان خودشان داشتند خیلی کمتر از یک بسیجی ساده بود، ما الان در شرایط سختی قرار داریم و تحت فشاریم و دشمن هر چه در چنته دارد به کار میبرد و تلاش میکند تهاجم فرهنگی را عمق ببخشد تااز رهگذر طرح مسائل فرعی، مدیران ما سرگرم مسائل روزمره و مقطعی شوند و از تهاجم فرهنگی غافل شوند.
توطئه کاملا حساب شده و با برنامهریزی همه جانبه است و از هر ابزاری در حال بهرهگیری هستند تا آیندهنگری را از ما بگیرندوضمن ضربه زدن به اقتصاد جامعه وبحران سازی
سیاسی زمینه به بار نشستن تهاجم فرهنگی را آماده کنند. در این شرایط کار و تلاش یکی از راهحلهای کلیدی و جدی است،برای روشن شدن مطلب میشود شبیهسازی کرد که اگر آن روز محاصره اقتصادی در شعب ابیطالب ترفند دشمن بود، برای تسلیم یاران پیامبر در آن مقطع، الان ما محاصره همه جانبهتری داریم. هم محاصره اقتصادی داریم، هم هر کس با ما ارتباط برقرار کند مجازات میشود و تحت بمباران فرهنگی و فکری هستیم و ۱۷۰ شبکه ماهواره فارسی زبان شبانهروز علیه ما تلاش میکنند ولذا این شرایط مستلزم این است که مردم ومسئولین همه ظرفیت خود را به صحنه بیاورند. می خواهم بگویم فقط کار اقتصادی یاکار فرهنگی کفایت نمی کند.
چرا رهبری فرهنگ را کنار اقتصاد گذاشتند و شعار سال را انتخاب کردند.
بنیانیان:چون آقا نگران هستند، دشمن میخواهد همه روی اقتصاد متمرکز شوند و از یک مسئله مهمتری بهنام فرهنگ غافل شویم تا به هدفش برسد. محاصره اقتصادی کرده که معضل اقتصادی صدر مسئله ما شود تا تهاجم فرهنگی آثارش ظاهر شود و از تخریب ماهوارهها، اینترنت و کاستیهای داخل غافل شویم و با پیوند آنها، آرام آرام نسلی تربیت شود تا روی انقلاب سئوال جدی داشته باشند و اطاعتپذیری این نسل پایین بیاید و طبیعی است در آن صورت دشمن به هدفش رسیده است. دشمن میخواهد و تلاش دارد انرژی انقلاب اسلامی را در منطقه بگیرد و مانع سرعت انتقال پیام انقلاب شود چون با پیروزی کامل انقلاب اسلامی، تمدنش نابود میشود.
با توجه به سپری شدن بیش از ۱۱ ماه از سالی که به نام اقتصاد و فرهنگ نامگذاری شد دولت چقدر توانست در این موضوع امید ایجاد کند؟
بنیانیان: مادر عملکرد فرهنگی همه دولت های بعد از انقلاب مشکلات جدی داریم .اماهر چقدر از انقلاب فاصله گرفتیم، قبیلهگرایی که از گذشته در فرهنگ ما بود در فضای سیاسی بیشتر خودنمایی کرد و این پدیده جاافتاد که هر دولتی که میآید باید وزرایش را عوض کند و الان این پدیده عقب افتادگی مدیریتی طبیعی جلوه
می کند و الان به یک عرف تبدیل شده و کسی هم اعتراض نمیکند و میگوید این حق دولت است که وزرا را عوض کند و وزرا هم معاونین خود را عوض میکنند و آنها هم مدیران زیر مجموعه خود را و امتداد پیدا میکند تا پایین هرم، بنابراین وقتی دولتها روی کار میآیند و همه مدیرانشان را عوض میکنند، حدود دو سال طول می کشد که مدیران روی حوزه مسئولیت خود تسلط پیدا
کنند.. این دو سال در عمر یک ملت سرمایه بزرگی است و این تجربههای انباشته شده که کنار گذاشته میشوند یک فاجعه است .طبیعی است وقتی مقام معظم رهبری بحث اقتصاد و فرهنگ را مطرح کردند ، چون مدیران تسلط کافی نداشتند و دولت بیش از اندازه امید بسته بود به توافق موضوع هسته ای و تصورشان این بود که با حل یک متغیر، همه متغیرهای دیگر خود بهخود زمینه حلش برطرف میشود،می توان گفت هیچ اقدام قابل توجهی صورت نگرفته است در حالی که اینگونه نیست ،حتی اگر این حل میشد ما معضلات اقتصادی جامعهمان چون ریشهای و ساختاری است به این سادگی حل نمیشود. بنابراین اتفاق بزرگی نه در اقتصاد افتاده و نه در حوزه فرهنگ، البته دولت تلاش کرده اما به علت عدم اشرافشان موجب شده کار زیربنایی را نتوانند ساماندهی کنند تا براساس آن کار و تلاش در همه عرصهها را شروع کنند. وقتی یک موضوع (مذاکرات هستهای) محوریت پیدا میکند و به گفتمان کشوری تبدیل میشود، خیلی از مدیران منتظر میمانند تا این مسئله حل شود. در صورتیکه نباید اینطور باشد، مثلا وزارت آموزش و پرورش چه کاری به مسئله هستهای دارد، باید سند تحول بنیادین را دنبال کنندیا وزارت نیرو کار تامین آب و افزایش بهرهوری از منابع آب و یا بحران آب را باید حل کند چرا حل مسائل کشور به حل موضوع هستهای گره میخورد؟ وقتی یک متغیر اصل میشود، نوعی رخوت در وزارتخانهها ایجاد میشود. باید در تبیین استراتژیها و اداره دولتها طوری حرکت کرد که همه در حوزه مسئولیتشان فعال باشند. دولت تلاشهایی را برای سامان بخشیدن حوزه اقتصاد داشته و موفقیت نسبی بهدست آورده. اما اقتصاد ما مشکلات ریشهای عمیق دارد که وابستگی به نفت یکی از مشکلات است و نفت موجب شده که موانع جدی قانونی، فرهنگی و ساختاری در مسیر فعالسازی بخش خصوصی در اقتصاد بهوجود آید . دولتها باید اول برنامهشان هم مُسکّن داشته باشند و هم درمان اصلی کنند یعنی راه حلهای کوتاهمدت و راه حلهای دراز مدت ارائه دهند ولی به خاطر اینکه با تغییر دولتها، کل مدیران قبلی را کنار میگذارند، تقریبا کشور بدون برنامه اداره میشود و میگویند چون برنامهها را دولتهای قبلی نوشته اند باید دور ریخته شوند. در مقولات اقتصادی وقتی دولتها میخواهند حرکتی را آغاز کنند، تکیهشان روی مسکنها ست. اما در حوزه فرهنگ مشکل ریشهای تراست و فضای تلخی بر مدیریت فرهنگی ما حاکم است. موانع توجه به فرهنگ از سوی دولتها وجود دارد و فهم ناقص از خود فرهنگ یکی از موانع است. فرهنگی که مقام معظم رهبری میفرمایند مثل هوا همه جا هست، و از دلش مهندس فرهنگی و پیوست فرهنگی بیرون میآید. و میگویند هر کار اقتصادی، سیاسی، قانونی و علمی پیوست فرهنگی می خواهد، منظور نظامی است از اعتقادات و ارزشها و الگوهای رفتاری که همه ابعاد جامعه را تحت تاثیر خودش قرار میدهد. الان یک نگاه حداقلی به مفهوم فرهنگ در بسیاری از مدیران و نخبگان ما وجود داردو این نگاه حداقلی موجب میشود وقتی به دولتها میگویند کارکرد دولت خودت را در فرهنگ اصلاح کن، به ذهنش میرسد که کارکرد فرهنگ را باید رسانهها، صدا و سیما و روحانیت درست کنند. در حالی که فرهنگ مثل هوا در همه جا هست، اصلاح فرهنگ فردی صورت نمیگیرد و باید حرکت جمعی باشد و نقطه شروع آن مدیران اجرایی نظام هستند.
ما مدیران نظام را بردیم در دانشگاههای سکولار و از طریق نظام آموزشی در ذهن آنها ریختیم که کار به فرهنگ نداشته باشند.عملا از طریق فرهنگ سازمان خود روی کارکنان سازمان ، مراجعه کنندگان واز طریق نوع خدمات سازمان خود روی فرهنگ عمومی آثار گسترده ای می گذارند.لذا اگر بخواهیم این اشتباه تاریخی ومخرب را اصلاح کنیم باید مدیران آموزش ویژه مسئولیتی که دارند را ببینند. وهمه آنها بهصورت علمی دریابند که چگونه در تحولات اقتصادی،
سیاسی وفرهنگی جامعه مداخله می کنند.
دولتها نقش بزرگی در تحولات فرهنگی کشور دارند و راه حلش پول گذاشتن در ردیف بودجه نیست. ساختاری باید در دولتها درست شود که عملکرد فرهنگی همه وزارتخانهها سالانه مورد ارزیابی قرار گیرد، وزارتخانهای که خوب کارکرد تشویق شود و وزارتخانهای که ضعیف کارکرد مورد سئوال قرار گیرد که این مسئله هنوز در کشور وجود ندارد. دستگاههای نظارتی ما متناسب با اهداف نظام جمهوری اسلامی بازسازی نشده است.وفعلا داریم نحوه هزینه بودجه ودر آمد های نفتی را کنترل می کنیم و کاری به اثربخشی وزارتخانهها وتاثیر آنها روی مسائل فرهنگی سیاسی واقتصادی نداریم،اینکه چرا توسعه و پیشرفت ما کند است، بخشی مربوط به سازوکارهاست. سازوکار نظارتی ما کفایت لازم را ندارند که نقاط ضعف مدیران را به رُخشان بکشد ما باید به کارکرد فرهنگی دستگاهها حساس باشیم. آموزشهای لازم برای مسئولیتها در نظر گرفته نشده. وزرا و استانداران چون تصمیمات بزرگ می گیرند باید آموزش ببینند، بیسوادی مدیریتی در کشور وجود دارد و کسی به آن توجه نمیکند. امر مدیریت هم هنر است وهم علم است. الان در شناخت جامعه و شناخت روابط انسانی کمترین دانش وجود دارد و مدیران باید با سرعت این خلا را پر کنند تا بتوانند مسئولیت وزارت، استانداری و مدیریت ادارات کل راداشته باشند. اینها آفت است و با قبیلهگرایی که وجود دارد تجربهها دور ریخته میشود و بیاطلاعی گسترده بهوجود میآید. مقام معظم رهبری فرمودند هر تصمیم بزرگی باید پیوست فرهنگی داشته باشد هنوز این جریان در کشور راهاندازی نشده است و وقتی مقام معظم رهبری امسال را سال فرهنگ و اقتصاد نامگذاری کردند این مسئله کوچک جلوه داده میشود مثلا به بعضی دستگاهها بودجهای اضافه میشود برای کار فرهنگی یا بعضی از وزارتخانهها یک همایش میگذارند و پیرامون فرهنگ بحث میکنند وقتی آقا در مورد موضوعی حرف میزنند باید آن موضوع به صورت عمیق در سازمانها و وزارتخانهها اعم از بخش دولتی و بخش خصوصی پرداخته شود و نباید نمایشی باشد. باید همه حس کنند یک وظیفه شرعی بردوششان گذاشته شده است و انتظار است بلافاصله وقتی آقا فرمودند پیوست فرهنگی، جریان پیوست فرهنگی راه بیفتد. در مسائل فرهنگی همه باید حضور داشته باشند و انتظار است شعاری که آقا برای سال تعیین کردند و بحث فرهنگ را مطرح فرمودند،بلافاصله در چند جلسه دولت موضوع شکافته می شد و کمیسیونهای دولت معضلات فرهنگی کشور را در بحث اقتصاد مقاومتی، در بحث مدیریت جهادی و در بحث اینکه اگر ما تفاهم با آمریکا نکردیم و خواست دشمن شیطنتهای بعدش را رو کند چه آمادگیای در مردم باید ایجاد کنیم اقدام می کردیم.
اما نگاه حداقلی به فرهنگ که در فضای مدیریتی حاکم است.وحداکثر فکرمان در ملاقات با هنرمندان وحضور در جشنواره ها خلاصه می شود، ما را در دام خود گرفتار کرده و نمیگذارد از ظرفیتها بهره بگیریم.
ارزیابی جنابعالی از دستاورد دولت چیست؟
بنیانیان: این دولت هم مثل دولت گذشته به مقوله فرهنگ به دلیل معضلات ساختاری توجه کافی نشان نداده است و انتظار بود که وقتی یک عالم مبارزی مثل آقای روحانی رئیس جمهور میشود در دولت فضای جدی برای شناخت روند تحولات فرهنگی جامعه باز میشد و به موضوع فرهنگ به صورت عمیق میپرداختند و صاحب نظرانی در دولت حضور پیدا می کردند و به صورت علمی نقش وزرا را در تحولات فرهنگی باز میکردند.بخصوص در شرایطی که سند تحول آموزش وپرورش ،نقشه مهندسی کشور واین گونه اسناد سیاستگذاری به تصویب رسیده وآماده اجراست. از دولت آقای روحانی انتظار است توجه به فرهنگ به صورت علمی، عمیق و همه جانبه جهش پیدا کند و با رویکرد علمی کارکرد دولت و وزارتخانهها در تحولات فرهنگی ارزیابی شود. چون بعد از اتمام دوره این دولت، همه قضاوت خواهند کرد که عالم دینی بودن ایشان چه تاثیری در شیوه اداره کشور وبخصوص تحولات فرهنگی داشته است، از دولت یازدهم انتظار است که مدیریت جامع و متوازنی در همه عرصهها شکل گیرد و کار کنند که دولتهای بعدی لازم نبینند که همه مدیران تیم وزارتخانهها را عوض کنند./روزنامه رسالت
