اصولگرا یا اصلاح طلب …؟
اصولگرا یا اصلاح طلب …؟ دو واژه اصلاح طلب و اصولگرایی واژه هایی از واژگان سیاسی روز ایران است.ولی ایا واقعا تا چه قدر اصالت سیاسی دارد مطلبی است که کاملا جای تحمل داشته. امروزه افرادی را مشاهده میکنیم که با تغییر شرایط سیاسی کاملا وجهه نداشته خود را تغییر داده و جناح گیری منفعت طلبانه ای را برای خود برمیگزینند اما واقعیت همین است یا چیز دیگری؟ یقینناچیز دیگری است این واژگان نیستند که به انسان ها ارزش میدهند بلکه انسان ها هستند به ان ها ارزش میدهند .
اساس تشکیل احزاب حداقل در نظام مقدس اسلامی افزایش توسعه و قدرت خدمت رسانی به جامعه مدنی بوده و با این افزایش سلایق روش ازمون و خطا را حذف شده و اندیشه های نو را برای بهبود شرایط خدمت رسانی به مردم فراهم میکند.اما امروزه در جامعه مدنی ایران متاسفانه شاهد یدک کشیدن تنها نامی از این دو حزب مطرح کشور توسط بعضی شخصیت های حقیقی هستیم که حتی شاید به کوچکترین نقش حزبی خود اشنا نیستند. و در کنشهای سیاسی تنها به پرداخت درگیری های شخصی پرداخته و به اصل موضوع کاملا بی توجه اند .
اصلاحات و اصولگرایی هردو دارای کنش ها و واکنش های جمعی اند و بازیگران جوامع مدنی در ایران پردازش گر این کنش ها میباشند ولی ایا این روش غلطی نیست که با نزدیک شدن به انتخابات فعالیتهای سیاسی به تخریب های حزبی محدود شده و نمایش اندیشه های احزاب برای خدمت رسانی به مردم و جامعه در چارچوب موازین نظام مقدس اسلامی و رهنمودهای مقام معظم رهبری جای خود را به بی ادبی های نه سیاسی بلکه سیاهی بدهد و رنگ انتخابات را سیاه و بی اخلاقی در اورا به اوج برساند ؟
. به نظر میرسد مدتی است که توجه جناح های سیاسی به جای رعایت اصول و چینش اندیشه های درون حزبی و خط و مشی کلی خود به مهره چینی و تخریب های دوسویه میگذرد و سردمداران جناح حاکم و جناح مخالف کمتر به سمت تقابل نوع اندیشه های اجرایی گرایش داشته اند .این امر حداقل در چند انتخابات گذشته کاملا به چشم خورده است . مطمعننا با رو اوردن به تقابل نگاه های اجرایی و اندیشه های مدیریتی به جای تخریب های دوسویه که نتیجه ان جایگزینی افراد بدون اندیشه در احزاب میباشد میشود جامعه مدنی را به مدینه فاضله ای که تصور امام راحل و مقام معظم رهبری هست و بود پیش برده و ان را محقق کرد.
علیرضا پور ناصرانی
