پنج‌شنبه , 21 می 2026 2026 - 05 - 21 ساعت :
اخبار اصلی - اسلایدشو - فرهنگ و هنر - گفتگو

مسئولان گیلان هنرمندان بومی را جدی نمی گیرند/اگر هم نیم نگاهی باشد ؛ بنا بر مصلحتی است

2017-04-23

سال گذشته مجید پتکی بازیگر نقش اول مرد در فیلم «زمانی دیگر » جایزه ویژه موفقیت را از جشنوارهء مانهایم -هایدلبرگ آلمان دریافت کرد .این بازیگر در فیلم  «پایان رویاها» به کارگردانی محمدعلی طالبی نیز به ایفای نقش پرداخته است که این فیلم  برای حضور در جشنواره جهانی فجر انتخاب شد؛ از گوش و کنار شهر و از میان دوستان هنرمند  زمزمه هایی شنیدیم مبنی بر اینکه « انگار نه انگار که این افتخارات را یک گیلانی برای این مرز و بوم کسب کرده است «  بدین سبب پایگاه خبری عصرصادق گفت و گویی را با این هنرمند فرهیخته و نام آور انجام داده است که در ادامه می خوانید:

ابتدا سابقه هنری خود را برای خوانندگان بیان کنید و در ادامه در مورد فیلم زمانی دیگر و جوایزی کسب کرده است توضیح دهید؟

از سال ۶۸ وارد تئاتر شدم  ؛ آخریننمایشی که به روی صحنه بردم ،فروردین ۹۶،نمایش آمیزفرفره در سالن همه منظوره ی! مجتمع خاتم الانبیا رشت
آخرین آثار تلوزیونی:
مجموعه تلوزیونی روزهای بهترT  تولیدوپخش شبکه اول سیما
سریال آرماندو محصول شبکه ۳،درحال ضبط
آخرین فعالیتهای سینمایی :
سینمایی پایان رویاهابه کارگردانی آقای محمدعلی طالبی که در بخش بین الملل جشنواره فجردراردیبهشت ۹۶یکی ازسه فیلم ایرانی حاضر دربخش اصلی این جشنواره میباشد

فعالیت در رادیو گیلان دربخش نمایشهای رادیویی و کلا در رادیو وتلوزیون و تلوزیون و سینما دربخش بازیگری وگاهی درکارگردانی تاتر،مشغولم تا این نیز بگذرد.

جایزه ی بهترین بازیگر نقش مرد با عنوان جایزه ” دستاورد ویژه ” در  جشنواره فیلم مانهایم برای بازی در فیلم  “زمانی دیگر ” دریافت کردم .
.

واکنش مسئولان استان بعد از اخذ این جوایز توسط شما به عنوان یک هنرمند بومی چه بود؟ ( علاوه بر تقدیر و تحسین زبانی حمایتی انجام شد)

من از کسی انتظاری نداشتم و ندارم و انتظار کسانی را که مقطعی و  بنا بر مصلحت به هنر و هنرمند نیم نگاهی دارند را نیز هرگز برآورده نخواهم کرد

این روزها در فضای مجازی ،خواسته و ناخواسته تورا حامی خویش می نامند و عکسهایی از خودشان وخودت در گروههای تلگرامی خویش میگذارند که ….
وفقط خدامی داند و تو و ایشان، که نه ایشان حامی  هنر هستند و نه امثال من حامی  ایشان

در جایی دیدم مسیولی لی در حال دیدن نمایشی است و زیرش نوشته اند جناب……….حامی هنرمندان درحال نظارت برکار آنها!!!!!
فکر نکنم به استثنای ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستانها و کارشناسان اداره کل،شخص یا گروه دیگری بتواند خود را ناظر برفعالیتهای هنرمندان بداند.
برای من به عنوان کوچکترین فرد تئاتر استان عزیزم گیلان، عام وخاص ،در تماشاگری خلاصه می شود که قدم بردیدگانم می نهد وبرای دیدن تائتر وقت میگذارد

آیا انتظار داشتن برای تشر یف فرمایی مسئولین برای تماشای تئاتر و سالن تئاتر و آنچه برتئاتر وتئاتری میگذرد، انتظار بیخودی ست؟

از همه جالبتر اینکه برای هنرمندان بومی ، از آنچه برای غیربومی ها انجام می دهند، خبری نیست.من و دوستان هنرمندم در رشته های هنری مختلف،فعلا یک مغازه برای عرضه ی فعالیتهاوامرارمعاش داریم به نام مجتمع خاتم الانبیا رشت(سالن دکتررحمدل وشهیدانصاری)که این جملگی مستاجر این مجموعه هستیم وبه طرز اعجاب آوری ، مسالمت آمیز در کنارهم امابه نوبت ،کارمیکنیم

آیا میشناسید در بازار عده ای که مغازه شان را چند روز به چند روز تخلیه کنند ودراختیارصنف دیگری بگذارند و آنها هم پس از چند روز به صنف دیگر و…….
هنرمندان شهر من رشت، که دروازه ورود تئاتر به کشور است، هنرمندانه و دوستانه و صمیمانه و اجباری واختیاری و….سالهاست اینگونه سر می کنند

آیا با توجه به پیشینه بیش از ۱۰۰ساله تئاتر در رشت، آیا تئاتر،نمیتواند یکی ازجاذبه های توریستی این شهرباشد؟؟؟

درحالیکه بخش عمده ای از تولیدات سینمایی و تلویزیون درفضای گیلان با توجه به غنی بودن ومتنوع بودن لوکیشن و…..تهیه می شود آیا وقت آن نرسیده که احداث شهرکهای سینمایی و دفاتر به معنای واقعی سینمایی بیشتری در این استان حداقل کلنگش به زمین بخورد تا از همان ابتدا زمینه های اشتغال وتولید فراهم گردد.
زمانی که کلنگ احداث طرح جدیدمیدان شهرداری رشت(میدان شهدای ذهاب)به زمین خورد، نام پروژه به نام هنر وفرهنگ سندخورد! و نامش راگذاشتند پیاده راه فرهنگی ؛ کار خوبی است و نامی برازنده اما اینکه همه باهم پیاده شویم وگام به گام و با پای پیاده به فرهنگ و هنرتوجه ای داشته باشیم،بسیارهم عالی ست
فقط نمیدانم کلا چرا این روزها مانند آن روزهایی که تازه داشت پیاده راه ساخته می شد دیگر هنرمندان،به ویژه تئاتری ها که گل سرسبد شهرداری بودندآن روزها وبامردم چه سخنها که نگفتند از عاقبت ساخت این پیاده راه و خلاصه چه سوارها را که پیاده نکردند و….این روزها چندان مهری را احساس نمیکنند

این را میدانیم که هنرمندان و ورزشکاران، عمومند محبوبند ونیک می دانیم که این محبوبیت در گرو صادق بودن در به ویژه رفتارهای اجتماعی است، این است که هنرمندان و ورزشکاران وکلا مشاغلی مورد توجه عام وخاص هستند میبایستی ؛ هرگز از اعتماد مردم سوءاستفاده نکنند، هرگز باور کسی را پایمال نکنند.
هرگز به حمایت کسی برنخیزند که شناختی از وی ندارندو…..
وسرآخر اینکه
تمام سعی خود را بنمایند تا مشوقین وحامیان و مهربان مردمان خویش را تاابد حفظ نمایند.

اگر شما یکی از مسئولان فرهنگی استان بودید چه رویکرد جدید و متفاوتی برای رفع مشکلات و ایجاد روحیه و انگیزه در بین هنرمندان اتخاذ می کردید ؟

فعال فرهنگی بودن رابه مدیرفرهنگی بودن ترجیح میدهم، فعالیت برای رسیدن به مدیریت فرهنگی را نمی پسندم اگر فرهنگ رسیدن به مدیریت رایاد نگرفته باشم؛ مدیران ومسوولین ،اغلب اوقات،هنرمندان بومی را جدی نمی گیرند،به نظرم چندان هم مهم نیست، تازه اگرهم از هنرمند بومی یاغیربومی مطرحی هم حمایت میکنند ،حتما مصلحتی هست.

اما …..
در عزای یک هنرمند

هنرمند مردمی بودن،اوج هنر یک هنرمند است.نه شعار…نه بی احترامی…نه تقلید نابجا….نه انتقاد بی پیشنهاد
وسر آخر اینکه
از: یک فعال هنریبه مسوولین استانی وشهری که چشم امید فرهنگ وهنر ولایتمان هستند…

وخداوند هرکه را که بیشتر دوست دارد،مقدارت عده ای را به او محول میکند

خوش به حال و روز کسی که خداوند بر او عنایت داشته و او را دوست میدارد.

انتهای پیام/

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

  • ×