دلتنگ حرم
دلتنگ حرم
زمین و زمان را برای دیدارت به هم بافته بود تا تو را زیارت کند. حس قشنگ دیدارت او را به حدی مشتاق کرده بود که سر از پا نمی شناخت. دقیقه ها و ثانیه ها انگار پای در زنجیر داشتند که، زمان برایش آنقدر سخت می گذشت.
بارها از او شنیده بودم که حسرت دیدارت بر دلش مانده است. اما هر روز با جان دل، از دور با تو حرف زده و دست بر سینه ی عاشقش بر تو سلام می دهد .
این بار فرق می کرد حرف ، حرف دلتنگی و دیدار یار است.
فکرش هم او را غرق در شعف می کرد ؛ دست بر ضریح دلدار گذاشتن و درد دل کردن، عقده دل گشودن از سال ها انتظار …
کوله بارش را بسته بود. تمام تنهایی اش را یک گوشه از دلش جمع کرده بود تا لحظه دیدار برایت بگشاید. شنیده بود آقای رئوفی، امام خوبی هایی …
روز دیدار فرا رسیده بود. باورش نمی شد که عازم سفر عشق است . با اشک دیده مسیر دلتنگی اش را آب و جارو می کرد.
دل دردلش نبود. طول مسیر را با خودش فکر می کرد چه بگوید؟ کلی حرف، در ذهنش با خودش مرور کرده بود.
مسیر طولانی تر از آن بود که فکرش را می کرد. در راه، تمام احادیثی را که در این سال ها خوانده بود، با خودش همراه کرد.شهربه شهرگنجینه ی حدیثها را می گشود و دوباره مرورمی کرد.
هریک از امامان معصوم علیهم السلام بر گردن دوستان و شیعیان خود پیمان و عهدی دارند و وفای کامل به آن پیمان و ادای نیکوی آن عهد، زیارت مرقدهای مطهر آنان است. پس هر کس از سر میل و رغبت به زیارت و اعتقاد به آن چه آنان گرایش داشتند، به زیارت بشتابد، روز قیامت ائمه علیهم السلام شفیعان او خواهند بود.
جایی خوانده بود هر کس امام رضا (ع) را زیارت کند، مانند آن است که خداوند را درعرش زیارت کرده است، به زائر حرم وی ثواب هفتاد حج مقبول عطا میشود، گناهان گذشته و آینده زائر آمرزیده و بهشت از برای او خواهد شد .
امام رضا (ع) هم فرمودهاست: هر کس به زیارت من بیاید من در سه جا به دیدن او میروم. هنگامی که نامه اعمال به دست راست و چپ داده میشود، در وقت نهادن اعمال در میزان و در هنگام عبور از صراط .به راستی چه سری در زیارت ائمه معصومین علیهم السلام نهفته است که خداوند تا بدین جایگاه به زائر، اجر و ثواب عطا میکند.
کسی که به سفر حج مشرف میشود مکلف به محرم شدن است و به جا آوردن اعمال خاص حج. گفته شده پس از برگزاری مراسم حج، مقبول قرار گرفتن اعمال به درگاه حضرت احدیت و جلب رضایت آن حضرت ثابت شده نیست،اما شخصی که به زیارت علی بن موسیالرضا (ع) مشرف میشود و فقط تنها یک شب از سفر خود را در جوار مضجع شریف آن حضرت بیتوته کند خداوند ثواب هفتاد هزار حج مقبول را به وی تفضل میکند.
اولین نکته اساسی برای زائر، معرفت داشتن به حق امام است.
اولین امری که زائر باید به آن توجه کند، تسلیم بودن در برابر امر امامت و معرفت داشتن نسبت به حقوق امام است.
امام موسی کاظم (ع) میفرماید: هر کس پسرم علی بن موسی را در سرزمینی که به حالت غربت از دنیا میرود زیارت کند و تسلیم امرش بوده و به حقش آگاه و عارف باشد نزد خدا مقامش همچون مقام شهدای بدر است.
در اعمال مستحب، هیچ امری به اندازه زیارت سفارش نشده که خداوند اجر آن را آمرزش گناهان و بهشت قرار داده است. علت ارزش گذاری زیارت بدین مرتبه، آن است که، زیارت تنها یک عمل عبادی مستحب نیست، بلکه یک امر اعتقادی است. زیرا کسی که به زیارت امام معصوم میرود بی شک نبوت را پذیرفته و به معاد و توحید اعتقاد پیدا کرده است.
محال است کسی به امامت علی بن موسیالرضا (ع) اعتقاد داشته باشد اما نبوت و معاد و توحید که اصول دین هستند را نپذیرفته باشد و همان طور که در زیارت جامعه آمده است)) ارکانا لتوحیده (( ائمه ارکانهای توحید هستند و به وسیله آنها خداوند پرستش میشود.در نتیجه زیارت ائمه معصومین فقط عمل عبادی نیست و پشتوانه جدی اعتقادی دارد.
همانطور که دردعای ندبه میخوانیم، پیامبر فرمودند:انامدینهالعلم و علی بابها و من ارادالحکمه فلیاتها من بابها؛ من شهر علمم و علی درب آن است و هرکس خواهان حکمت است از درب آن وارد شود.
دومین دلیلی که زیارت ائمه بدین منزلت و مرتبت در دین ارزشگذاری شده ، توجه به نقش ائمه در دین و سعادت مردم است، همانطور که در زیارت جامعه کبیره میخوانیم: «اشهدانکم کلمه التقوی و باب الهدی»؛ همانا شهادت میدهم شما کلمه تقوی و باب هدایت هستید.
بدین معنا که هر کس خواهان هدایت است به ناچار باید از این درب (ائمه) وارد شود. تا در صراط مستقیم باشد و به دارالسلام برسد. در زیارت نامهها میخوانیم که «انی اتوجهالی الله بحبهم»؛ من به سوی خدا روی میکنم به وسیله حب و دوست داشتن شما. زیارت ائمه نشان از دوست داشتن و ارادت مسلمانان به آن نورهای الهی است.
زیارت امام معصوم عبادتی بزرگ است که دربطن خویش رابطهای مستقیم و تنگاتنگ با توحید و نبوت و معاد دارد و به انسان که به ناچار درگیر دنیای مادی و لذات است فرصت میدهد تا با رکنهای ایمان وچراغهدایت ارتباط برقرار کند و موجبات سعادتمندی خویش را فراهم کند.
زیارت، انسان را از سرگردانی نجات میدهد و به دارالسلام میرساند.
ائمه معصومین علیهم السلام نورهای خدا در تاریکی زمین هستند که مردم به برکت و یمن حضور آنها راه دین و سعادت را پیدا میکنند.السلام علیک یا نورالله فی ظلمات الارض.امامان هدی همانند فانوسهای روشن «منارا فیبلده» هستند که راه را به مسافران سرگردان نشان میدهند و آنها را از هلاکت نجات میدهند، به زیارت ائمه معصومین شتافتن مانند این است که انسان به سوی نور و چراغ هدایت و راه رسیدن به خدا حرکت کند .
سومین دلیل که زیارت، عمل بسیار مهم و سفارش شدهای است به خاصیت دنیا باز میگردد . امام علی (ع)میفرماید:خاصیتدنیا این است کهانسان راسرگرمبازی میکند وبرایآنچه پس از آن است فراموشی میآورد.
زیارت ائمه معصومین علیهم السلام کمک میکندکه نه تنها انسان به یاد آخرت باشد بلکه برای آن جهان نیز ذخیرهای ارزشمند فراهم کند و قلب انسان را متوجه امور معنوی و اعتقادی میکند.
زیارت یکی از راههای ابراز ارادت و علاقه به اهل بیتعلیهم السلام است.
امام علی (ع) میفرماید:«کجایند عقلهای روشنی خواه از چراغ هدایت»، منظور این احادیث لزوم توجه و رجوع کردن شیعیان به ائمه معصومینعلیهم السلام را نشان میدهد تا از ایشان به وسع خود بهره گیرند.
زیارت اهل بیت علیهم السلام سبب میشود انسان از اشتغال به دنیا بکاهد و به امور معنوی متوجه شود.
شوق و اشتیاق سفر خواب را از چشم هایش ربوده بود . در این سال ها توفیق داشت یک سفر به قم برود و از نزدیک با خواهر امام خوبی ها سفره دل را بگشاید .
با دیدن تابلوی مشهد اشک از دیده اش جاری شد. با استشمام عطر وصال یار زیر لب زمزمه
می کرد:
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
چارقد رو به روی ضریح ،دست بر سینه السلام علیک یا علی بن موسی الرضا …
چشم در چشم نگاه بود ،اشک بود و عشق …
طنین بانگ الله اکبر در کنار ضریح حضرت خوبی ها، اوج حض و لذت یک دیدار عاشقانه بود. حس وصف ناشدنی ملاقات یار در عین غربتی قریب …
دستان دختر ۵ ساله اش را با عشق و شعف می فشرد. به گمانش نتواند تاب بیاورد و این استمداد دست هایش برای رها نشدن از این لحظه بود .
با دخترش برای اقامه نماز به صحن رفت . با خودش گفته بود زیارت بعد از نماز اول وقت می چسبد. با هر قدمی که برمی داشت دلش مصمم تر می شد برای عهد بستن با یار مهربان .
بعد از نماز با خدای خود نجوا می کرد: خدای من، در این مکان مقدس نفس کشیدن عین خوشبختی و سعادت است که به من ملاقات خودت را هدیه کرده ای. دست ها را بالا برد و با صورتی بارانی از اشک تمنا و وصال، با زبان دل فریاد می زد: خدایا گذشته ام را ورق نزن، فقط مرا ببین به فعل حال .
خدایا کجای این دنیا بایستم و تو را بخوانم . دوباره تو را فریاد می زنم مثل همیشه الهی و ربی من لی غیرک…
خدایا انگار قاصدک های دلتنگی ام زودتر از من به اینجا آمده اند و در گوش امام خوبی ها دلتنگی هایم را زمزمه کرده اند که زبان دلم بند آمده است …
نگاهی به چهره معصوم دخترش انداخت و گفت :خدایا سوگند می خورم اگرچه من زمان امام رئوفم را درک نکرده ام ، اما امروز با امام زمان خود، عهدی دوباره می بندم که پشتیبان ولایت باشم ، مگر نه اینکه حق امام را باید رعایت کنم و به معرفت برسم . من امروز اینجا با تو عهد می بندم تا به ظواهر پر مکر و فریب دنیا و صداهای دلفریبش پشت کنم و پشتیبان ولایت باشم .
دست در دست دخترش در حالیکه چادرش را به کمرش گره می زد و چادر نماز گلدار دخترش را هم برسرش محکم می کرد برای عرض ادب و ارادت به سمت ضریح گام بر می داشت. به کودک ۵ ساله اش می گفت : دخترم اینجا در کنار امام رئوف و مهربان می خواهم به تو بگویم که عزت و سربلندی میوه ایمان و عمل است . سال ها با خود عهد کردم خدایی را که ناظر رفتارم است را از خودم دلگیر نکنم . من در اوج نیاز به بی نیازی تکیه کردم که همیشه پناهم بود و دست بر در خانه ای کوبیدم که همیشه به رویم گشوده بود . نماز ،روزه ، حجاب و همه دستوراتی که خداوند بر ما واجب کرده موهبت است تا ارادتمان را به خداوند سبحان ، خدایی که منتهای همه ی آرزوهاست ثابت کنیم.
لذتی را که وقتی چادرم را در گرما و سرما بر سرم می کشم با هیچ چیز دنیا عوض نمی کنم . وقتی که صدای دعوت خدا را می شونم دست و دلم را از زنگار دنیا می شورم و رو به قبله دست به آستان آن بی نیاز بلند می کنم که لذتش فراتر از همه لذت های زودگذر است .من عاشقانه خدایم را صدامی زنم همانطور که خدایم عاشقانه مرا نگاه می کند و می خواند.تو هم دختر عزیزم در این مکان مقدس با خودت عهد کن که برای رسیدن به معرفت از همین امروز تلاش کنی و عاشق شوی …
با هرگامی که به سمت ضریح بر می داشت و به ضریح نزدیک تر می شد زیر لب به دلش نهیب می زد، چیزی بگو، تو که حرف ها داشتی چرا لب وا نمی کنی. خدایا، خدایا این همه راه را برای عقده گشایی آمده ام پای دلم مرا یاری نمی کند…
اینجا غریبی و غربت ۲ واژه بی معنایی است که با وجود مبارک امام هشتم رنگ می بازد. اینجا قطعه ای از بهشت خداست و من در این فضای روحانی تو را عاشقانه می خوانم مرا به خودت نزدیک کن و به من حلاوت وصالت را بچشان …
نجمه محمدی
انتهای پیام/
