چهارشنبه , ۹ اسفند ۱۴۰۲ 2024 - 02 - 28 ساعت :
اجتماعی - اقتصادی - حوادث - خبر داغ

سراوان به بمب ساعتی تبدیل شده است

۱۳۹۴-۰۶-۰۱

عصر صادق :محیط زیست از واقعیت تا عمل در استان گیلان این روزها حساسیت هایی را برانگیخته است. در میان مسایل مختلف و مهم زیست محیطی این استان، زباله یا پسماند جایگاه وی‍‍‍‍ژه ایی دارد

به گزارش عصر صادق ؛به نقل از عصر گیلان، در گفت و گویی موضوعات زیست محیطی استان را که با حضور ۲ تن از کارشناسان مورد بررسی قرار گرفته است در زیر می خوانیم:

نسیم طواف زاده فعال اجتماعی و مدیرعامل موسسه سبزکاران بالان است، وی فعالیت زیست محیطی خود را از سال ۱۳۸۶ آغاز کرده و چندین کتاب در زمینه آموزش محیط زیست تالیف نموده و برای توانمندی جامعه محلی فعالیت می کند.

سجاد حسینی فعال اجتماعی و عضو موسسه سبزکاران بالان است، که در حوزه تخصصی پسماند فعالیت محیط زیستی دارد. وی معاون اسبق فنی و اجرایی سازمان مدیریت پسماند شهرداری رشت و مدیر عامل اسبق شرکت کودآلی گیلان (کارخانه کمپوست) بوده است، مقالات علمی متعددی در بخش مدیریت پسماند تالیف نموده و دستی در آموزش هم دارد.

سجاد حسینی و فاطمه طواف زاده (5)

متن کامل گفت‌ و گوی سجاد حسینی و نسیم طواف زاده، از فعالین محیط زیست استان گیلان و عضو موسسه سبزکاران بالان به شرح زیر است:

اینکه می گویند “زباله طلای کثیف” یعنی چه؟

حسینی: شاید عنوان گول زنده ای داشته باشد، اگر فکر کنیم خود زباله پول است و ارزش اقتصادی در خود زباله نهفته است در حالی که به این شکل نیست؛ زباله طلایی کثیف است برای اینکه چیزهای در آن وجود دارد که اگر بازیافت شود ارزش بسیاری زیادی دارد، یک مثال خیلی ساده برای تولید هر کاغذ A4 ده لیتر آب مصرف می شود، و برای هر تن ۴۴۰ هزار لیتر آب مصرف می شود؛ به این شرط که کاغذها از درخت تولید شوند. اگر همین کاغذ را از بازیافت تولید کنیم مقدار آب مصرفی می شود ۱۸۰۰ لیتر‌‌؛ این ۳۳۸ هزار لیتر آب اضافه چقدر برای شما ارزش دارد؟ با چقدر طلا می توانید ارزش گذاری کنید؟ در واقع ارزشی که می گویند در فرایند بازیاف مواد وجود دارد. یعنی چیزهایی ما در زباله داریم که در ذات خود ارزش های فراوانی دارد.

توجه کنید: اگر شما یک تن کاغذ بازیافت کنید ۱۷ اصله درخت تنومند را نجات داده اید، ۴۰۰ هزار لیتر آب صرفه جویی کرده اید، همه این ها را در کنار هم بگذاریم شما پول خیلی زیادی را کمتر خرج کرده اید، در واقع خود زباله ارزش آن چنانی ندارد، بلکه به واسطه عمل و یا فرایند بازیافت آن، زباله می شود “طلایی کثیف”.

بالاخره زباله در استان گیلان یک فرصت است یا تهدید؟

طواف زاده: از دو منظر می توان آن را بررسی کرد. در حال حاضر بیشتر از اینکه برای ما فرصت باشد به واسطه مدیریت کنونی، یک تهدید است. ما مرکز دفن زباله در سراوان رو داریم که بالغ بر ۶۰۰ تن زباله در آنجا دفن می شود که از شهر رشت و شهرهای اطراف آن مانند خمام، کوچصفهان، سنگر و روستا های دیگر به سراوان می آید. سراوان به عنوان محل دفن موقت پسماند انتخاب شده بود، ولی الان حدود ۳۰ سال است که این کار ادامه دارد و شرایط نامناسبی را ایجاد کرده است.

بحث شیرابه های زباله دفن شده و ورود آن به رودخانه ها را داریم و اگر نگاه کنیم ما حدود ۳۰ مرکز دفن رسمی و غیر رسمی زباله به صورت پراکنده در استان در حال بهره برداری داریم، که همه آنها شرایطی کوچک شده مانند سراوان دارند. دفع بهداشتی زباله در بیمارستان ها رو داریم؛ سه تا شرکت هستند که باید زباله های بیمارستان ها رو بگیرند و آنها رو خنثی سازی و یا بی خطر کنند. ولی اتفاقاتی که صورت می گیرد خیلی پراکنده است، مثلا چند وقت پیش برخی از سازمانهای بازرسی جلوی یکی از این موسسات رو گرفت که مواد شیمی درمانی خود رو به صورت پراکنده در چهار نقطه شهر می گذاشت، در حالی که یک پزشک حتما می داند که این عمل چه خطراتی را دارد.

از طرف دیگر می توان یک فرصت باشد چرا که مدیریت پسماند و بازیافت و کارخانه تولید مواد بازیافتی می تواند اشتغالزایی خوبی ایجاد کند، بنابراین این می تواند هم فرصت باشد و هم تهدید.

ببینید به ازای هر صد کیلو کاغذی که به صورت مداوم شما قول دهید که دیگر در زباله نریزید و جدا سازی انجام دهید تا دوباره بازیافت شود، سه شغل ثابت با حقوق اداره کار می تواند به وجود آید. توجه کنید، فقط در شهر رشت الان با توجه به این تفکیک و بازیافتی که اتفاق می افتد باز ۴۰ تن کاغذ مخلوط در زباله در سراوان دفن می شود، خوب این چقدر شغل می شود، و این خود فرصت است و همین طور مواد دیگر که در زباله است، همه این ها می توانند یک فرصت به حساب آید.

“تفکیک از مبدا” یعنی چه؟ و در حال حاضر وضعیت آن در استان گیلان در چه مرحله ای است؟

حسینی: تفکیک از مبدا داستان خیلی ساده ای دارد، در عین پیچیدگی، از سال ۸۳ که قانون مدیریت پسماند تصویب شد و بعد هم آیین نامه اجرایی تدوین و ابلاغ شد، مقرر گردید تا سال ۹۰ شهرهای بزرگ و تا سال ۹۲ سایر شهرها باید زباله های آنها به صورت تفکیکی جمع آوری شود.

اول باید دید تفکیک چیست؟ تفکیک فرایند جداسازی پسماند خشک شامل مواد قابل بازیاف از پسماند تر است، که در مقاطع مختلف قابل جداسازی است، تفکیک از مبدا، تفکیک در ایستگاه میانی، تفکیک در مقصد، ولی فقط در آیین نامه قید شده تفکیک از مبدا؛

تفکیک از مبدا یعنی شهروند زباله خود را به صورت تفکیک شده به شهرداری تحویل بدهد؛ برای اجرای این قانون هیچ گونه ساختاری وجود نداشت و از توان شهرداری ها هم خارج بود. شهرداری اصفهان، شهرداری شیراز، شهرداری تهران، شهرداری های پیشرو در این داستان ها بودند. شیوه های آنها رو برداشت کردیم و آوردیم در رشت بومی سازی کردیم که در سال ۸۵ با همین موسسه سبزکاران که امروز در آن حضور داریم. اولین محدوده شهر رشت را شروع کردیم به آموزش دادن. محدوده منظریه و شهید فکوری، آرام آرام گسترش پیدا کرد تا ۲ سال پیش به ۸۰ هزار خانوار در شهر رشت رسید، حالا ما در تمامی سالهای ۸۵ تا ۹۲ یک شیوه را در شهر رشت اجرایی کردیم، ولی در این مدت در شهرهای مثل اصفهان، شیراز چند بار شیوه های خود را تغییر داده و روش های جدیدی را برای خود در نظر گرفتند.

دلیل این تغییرات در شهرهای شیراز و اصفهان چه بود؟

حسینی: دلیل آن برای این بود که هیچکدام از این شیوه ها اقتصادی نبود. کاری هم که در شهر رشت اتفاق افتاده همین بود؛ یعنی به آن مرزی رساندیم که اقتصاد می توانست در آن تعریف داده شود. در واقع پیمانکار خودش هزینه کند، ماشین بگذارد، نیرو بگذارد، تفکیک کند، انبار داشته باشد، و یه حداقل درآمدی هم در خود به وجود آورد، و همان موقع هم اعلام کردیم اگر از این مرز رد بشود پیمانکار ضرر می کند. الان در استان گیلان در شهری مثل لنگرود تفکیک از مبدا انجام می شود و در خیلی از شهر ها بصورت شکلی گفته می شود، مثلا تفکیک از مبدا، ولی واقعیتش این است که تفکیک از مبدا صورت نمی گیرد.

چرا شهرداری ها نتوانستند در بحث تفکیک از مبدا موفق باشند؟

طواف زاده: سه دلیل عمده دارد، و اگر بخواهیم به شکلی درست به آن بپردازیم، یکی این است که آموزش اولیه باید توسط یک نیروی متحد و به دور از پیمانکار داده شود. یعنی بهترین راه حل این است که نهاد های مستقل از پیمانکار که قرار است کار جمع آوری را انجام دهد، مسئول آموزش باشند و کارشان بصورت حرفه ای آموزش دادن و ارتباط برقرار کردن با مردم باشد، پس آن آموزش اولیه خیلی مهم است. دوم اینکه ما ساختار جمع آوری را در بسیاری از شهرها بدرستی نمی توانیم تعریف کنیم. بطور مثال، شما در بافت مرکزی شهر رشت مشکل جمع آوری خواهید داشت. بازار، بافت محله آفخرا، بافت امام خمینی(ره) و محله خمیران زاهدان و… جزء محدوده های سنتی هستند، در شهر رشت ایجاد ساختار جمع آوری بسیار مشکل و پرهزینه است.

این مشکل چیست؟

طواف زاده: کوچه ها باریک شهر رشت؛ وانت ها و ماشین آلات نمی توانند به راحتی عبور کنند لذا جمع آوری دستی می شود و هزینه کار را بالا می برد. سومین مسئله، که خیلی باید به آن دقت کنیم، برداشت های غیر مجاز هستند، ما در شهر رشت انبار های غیر مجاز داریم. زباله هایی که من به عنوان شهروند آموزش دیده، به صورت تفکیک شده، کنار درب منزل قرار می دهم، توسط برخی جدا سازی شده و زباله های ارزشمند برداشته می شود؛ و زمانی که زباله های جمع آوری شده به پیمانکار می رسد دیگر ارزشی ندارد. وقتی این اتفاق می افتد دیگر آن پیمانکار رغبتی به کار ندارد. چون قسمت ارزشمند زباله توسط کسی دیگر فروخته می شود؛ بنابراین ما باید هر سه ی این مراحل را با هم در نظر بگیریم تا موفقیت حاصل شود. در ضمن قانون به اداره بهداشت، اداره محیط زیست، و سازمان مدیریت پسماند اجازه می دهد، تا در واقع مراکز غیر مجاز را تعطیل کنند؛ ولی عملا ما چند تا مرکز غیر مجاز داریم. در شهر رشت ۸۸ گاراژ غیر مجاز داریم اینها شبکه ای از جمع آوری را دارند که از من و شما فعال تر هستند. بنابراین چه کسی برنده است؟ و بحث تفکیک برای چه کسی سودآور است؟

سجاد حسینی و فاطمه طواف زاده (2)

در واقع به دلیل ارزشنمد بودن این طلای کثیف برای آن رقابت بوجود می آمده که مراکز رسمی در این رقابت شکست می خورند. شما به عنوان معاون اسبق سازمان پسماند استان، با این مشکل چگونه برخورد کردید؟ راه حل چیست؟

حسینی: من به عنوان کسی که جمع آوری پسماند را در شهر رشت به عنوان معاون سازمان طراحی کردم، در مقطعی برای اینکه شهرداری هزینه کمتری انجام دهد آمدم روی این گاراژ ها حساب کردم. ما می گوییم شهرداری ۵۰۰ تا ۶۰۰ تن زباله جمع می کند ولی این آمار درست زباله شهر رشت نیست. در واقع ما مقداری را که جمع می کنیم می گوییم نه کل رشت. در واقع هیچ وقت نگفتیم که زباله شهر رشت چقدر است؟ اما واقعیتش این است که زباله شهر رشت ۳ برابر این مقدار است.

در این باره بیشتر توضیح می دهید؟

حسینی: زباله شهر رشت بخش بزرگش توسط گاراژ ها جمع می شود. من یک گاراژ می شناسم که روزی ۵۰ تن از آن مواد سلولوزی بیرون می آید. یکی دیگر از همین گاراژها روزی ۵۰ تن جمع می کند؛ حالا حساب کنید ۸۸ گاراژ به صورت میانگین در روز چند تن زباله جمع می کند؟ دو برابر چیزی که شهرداری جمع می کند، اینها جمع می کنند. و الان یه جورایی حذف کردن این گاراژ ها هم کار سختی شده؛ برای اینکه شهرداری نه توان مالی دارد و نه توان نیروی انسانی برای این که زباله های موجود در رشت را به تنهایی جمع آوری کند.

در نظر داشته باشید که ۸۸ گاراژ در شهر رشت به صورت پراکنده در حال مدیریت این ساختاراند؛ اگر بگوییم همه آنها را حذف کنید، چه اتفاقی می افتد؟ لذا شما باید ۵ برابر این ناوگان امکانات داشته باشید، تا بتوانید همان چیزی را که تا دیروز آن گاراژها جمع می کردند، جمع کنید.

اگر شهرداری این گاراژها رو جمع کند توان مدیریت و جمع آوری زباله را ندارد، و اگر این گاراژها رو به حال خود رها کند برای پیمانکار تفکیک از مبدا سودی حاصل نمی شود، حال با این وجود گره کار کجاست،؟ چه باید کرد؟

حسینی: ما باید این گاراژها رو منسجم و سازماندهی کنیم تا در یک چهار چوب مشخص حرکت کنند و همین ها مسئولیت تفکیک از مبدا را برعهده بگیرند.

این انسجام و ساماندهی وظیفه کیست؟

طواف زاده: وظیفه قانونا بین شهرداری، سازمان محیط زیست و اداره بهداشت شهری تقسیم شده است. اگر هر کدام اینها در یک ساختار متحد بشوند، و درست برای این مسائل برنامه ریزی کنند، این مسئله حل می شود. قانون هم ابزار هایی برای مدیریت با قدرت تعریف کرده و حتی نیروهای فعال در سیستم مدیریت پسماند رو ضابط خاص پسماند تعریف می نماید که این خودش همراهی نیروی انتظامی و قوه قضاییه را می طلبد، البته باز به شرط هماهنگی.

با این وجود، وضعیت مدیریت شهری را در حوزه پسماند در شهر رشت و برخی شهرهای استان گیلان چه طور می بینید؟

حسینی: اگر حالت مقایسه ای باشد در مقایسه با دیگر شهرهای کشور جایگاه بدی ندارد، مثلا جزء ۴ و ۵ تا شهرداری برتر ایران است، که در زمینه مدیریت زباله خوب کار کرده است. اما وقتی خودش را با خودش مقایسه می کنید، جایگاه واقعی شهرداری رشت را در نظر می گیرید، سطح بسیار پایینی دارد، تا آنجا که شما نمی توانید نمره قبولی به مدیریت پسماند شهرداری رشت از زمان تاسیس تا امروز بدهید. چرا که ساختار لازم برای گرفتن نمره قبولی در شهرداری به وجود نیامده است. و مدیریت یکپارچه در این سیستم جایگاهی ندارد.

بازیافت و تفکیک از مبدا چه کمکی می تواند برای شهرداری باشد یا این فقط هزینه اضافی برای شهردار است؟

حسینی: در قدم اول برای شهرداری سود است. اما این سود پنهانی است و این رو باز مدیریت شهری فراموش می کند و نمی بیند. چرا؟ در نظر بگیرید شما مسئولیت جمع آوری زباله رو برعهده دارید و برای این جمع آوری باید ماشین آلات اختصاص بدید و نیرو و مقدار مشخصی رو جمع کنید، زباله خشک شاید وزن زیادی ندارد، اما بسیار پرحجمه و هر چقدر مخلوط در زباله باشد حتی ناوان شما رو ضعیف تر و ناکارآمدتر می کند، حالا می خواهیم تفکیک کنیم و تفکیک شده جمع آوری کنیم چه کسی این تفکیک از مبدا رو انجام می دهد؟ پیمانکار با چه ابزاری ۱۵ عدد ماشین در داخل شهر برای جمع آوری زباله کار می کنند؛ ۱۵ ماشین یعنی ۴۵ نیرو یک راننده دو تا گارگر شما این رو کم کردید، شما هزینه سوخت و استهلاک ندارید، شما هزینه حمل و نگهداری تا سراوان رو ندارید. همه اینها برای شهرداری رشت در همان گام اول سود است. ما سود را نباید فقط در پول بیشتر درآوردن ببینیم در حالی که کم و درست هزینه کردن خود سود است.

مسئولیت فرهنگ تفکیک از مبدا و ایجاد انگیزه در شهروندان برای مدیریت پسماند با چه نهادی است؟

طواف زاده: به لحاظ قانونی با سازمان مدیریت پسماند است. ولی اگر واقعیت امروز جامعه را نگاه کنیم به شهرداری ها و سازمان مدیریت پسماند اعتماد عمومی کم است. بنابراین آموزش به صورت مستقیم از طرف آنها بی فایده است. و پاسخ عمومی لازم را نمی گیرد. از طرف دیگر افراد موجود در آن سیستم هم متخصص فرآیند آموزش های مردمی مثل آموزش چهره به چهره در این بخش نیستند. بنابراین پدیده آموزش چهره به چهره باید به بیرون از نهاد دولت و شهرداری واگذار شود. نهاد های رسمی و غیر رسمی و مراکز اجتماعات در ترویج این فرهنگ بسیار مهم اند به طور مثال، امام جمعه سابق شهر انزلی تقریبا هر یک هفته در میان، بخشی از خطبه هایشان را به محیط زیست اختصاص می دادند. در سال ۸۶ آب خیلی کم بود، و خیلی از کشاورزان با تنش آبی مواجه بودند، امام جمعه انزلی و حاج آقای طاهری امام جمعه اصفهان در همان شرایط آمدند در نماز جمعه با یک لیوان آب وضو گرفتند و تاکید کردند وضو گرفتن با یک لیوان آب امکان پذیر است، و لذا بیشتر از این آب مصرف نکنید، چون جایز نیست. بعد از این مسئله آمار های رسمی کشور نشان می دهد که مصرف آب به شدت کاهش پیدا کرده، این نه بخاطر اینکه مردم با یک لیوان آب وضو می گرفتند، بلکه به یک باره مردم متوجه شدند که باید بیشتر حواسشان به مصرف آب باشد.

بنابراین ما باید بتوانیم از تمامی ابزار های آگاهی رسانی به درستی استفاده کنیم. صدا و سیما وظیفه بسیار بزرگی دارد، اما آیا فرایند اطلاع رسانی و آموزش در این سازمان به درستی ترسیم شده اند؟ ما به صدا و سیما در این خصوص نمره مثبت نمی توانیم بدهیم. شاید روزنامه رسانه پر مخاطبی نباشد؛ ولی روزنامه سعی و تلاش کرده به این مسئله کمک کند، آن هم در حد توان، اما صدا و سیما با توجه به مخاطب گسترده ای که دارد به خوبی در این بخش عمل نکرده است. پس همه باید در کنار هم و به کمک هم این مشکل فرهنگی را حل کنیم.

آیا انتقال زباله به سراوان کاری قابل دفاع است؟

طواف زاده: در دورانی که این اتفاق افتاد پیشکسوتان ما به این مسئله اعتراض کردند. ولی متاسفانه سراوان به عنوان محل دفن موقت انتخاب شد. بعد ها که منابع طبیعی ورود کرد، آن قدر دیر بود، که سطح آلودگی بسیار گسترش پیدا کرده بود، بعد گفتند نقطه یابی کنیم و برای محل دفن نقطه یابی انجام گرفت، مشخص شد که ما تا لوشان محل دفن دیگری نمی توانیم در استان به صورت بهداشتی داشته باشیم. پس در نتیجه برای ما یک مرکز دفن بهداشتی نمی شود تعریف شود، چون ما باید یک پروسه رو تعریف می کردیم که شامل جمع آوری و تبدیل شدن به کمپوست، بازیافت و زباله سوزی برای تبدیل آن به انرژی و در انتها یک مدیریتی برای پسماند باقی مانده. دوستان ما خیلی تلاش کردن که این پروسه شکل بگیرد. وزارت کشور یک سری مصوباتی داشت ولی این پروسه تا مقطع بازیافت آمد، بعد در مراحل بعدی هیچ حرکتی انجام نگرفت. کارخانه کمپوستی که در رشت ساخته شد، متاسفانه با شرایط آب و هوایی گیلان ساخته نشد، یعنی کارخانه کمپوست هم مناسب منطقه ما نبود همان طور که کارخانه کمپوست انزلی هم متناسب با آن منطقه طراحی نشده و وضیعت بهتری نسبت به کارخانه کمپوست رشت ندارد؛ چون فقط برای زباله سبز است، در واقع زباله باغچه ای شاخ برگ درختان و گیاهی به حساب می آید و برای زباله شهری طراحی نشده است.

آیا خطر نفوذ پسماندها به آب های زیر زمینی در سراوان جدی است؟

حسینی: ببینید شیرابه از سراوان تا مرکز انزلی جاری است، و تبدیل به رود شده است، ما امیدواریم به سطح آب زیر زمینی نرسیده باشه ولی اثرات و شبهاتی از وجود اثر شمیایی به دلیل نیتروژن بالا درون چاه های روستاهای اطرف دیده و گزارش شده است، ولی اعلام گزارش رسمی از آن وجود ندارد.

پس خطر نفوذ شیرابه پسماند به آب های زیر زمینی تهدیدی جدی است؟

طواف زاده: بله بشدت؛ این مسئله جدی و خطرناک است. و ممکن است فاجعه سلامت رُخ دهد.

اگر این شیرابه ها به آب های زیر زمینی برسند اثرات آن چه خواهد بود؟

حسینی: میزان نیتروژن، فسفر، جیوه، آهن، فسفات و… را بالا برده و اثری مخرب بر سلامت انسان ها دارد. حدود بیست برابر آلوده تر از فاضلاب شهری است. و حتی می تواند سبب سقط جنین هم بشود؛ سبب عقب ماندگی در کودکان شود و بیماری های عفونی، پوستی و گوارشی و انواع سرطان ها از اثرات نفوض شیرابه ها به آب های زیر زمینی است. شیرابه از هر جا عبور کند آلودگی خاک به همراه دارد، و این باعث می شود که خاک ۵۰ تا ۱۰۰ سال به لحاظ باروری از بین برود. اما باید توجه داشت که شیرابه می تواند یک ماده مغذی هم باشد، که اصطلاحاً به آن تیکومپوست می گویند ولی به شرط اینکه شما آن را فرآوری کنید.

سجاد حسینی و فاطمه طواف زاده (3)

خروج از معضل ناشی از پسماند چگونه امکان پذیر است؟

طواف زاده: خروج از این معضل به سه عامل بستگی دارد؛ اول، عامل مردمی. به نظر من الگو های مصرف ما را باید کاملا تغییر دهیم. ما باید مواظب پسماندی که از منزل خارج می کنیم باشیم، ما به عنوان شهروندان فهیم رشت و استان گیلان باید مراقب باشیم چرا که روزانه ۱۰ تن نان و ۱۵ تن برنج وارد سراوان می کنیم. شما به عنوان یک انسان فکر کنید، چه فاجعه ای دارد رخ می دهد، روزانه غذای ۱۴۳ هزار نفر بر اساس آیتم های وزارت کشاورزی و وزارت بازرگانی در سراوان دفن می شود.

گام بعدی پروسه مدیریت پسماند است، که این یک مسئله مهم و به هم پیوسته است؛ شامل کاهش در تولید زباله، تفکیک از مبدا، تفکیک در محل های انتقال و دفن، کارخانه کمپوست با مدل های درست، بحث تولید انرژی از زباله و سوزاندن زباله های بهداشتی و یک دفن گاه (لندفیلد) بهداشتی؛ یک پروسه ای است که در کنار هم باید انجام گیرد. و اینها را اگر با هم ببینیم ما می توانیم در مدیریت پسماند موفق باشیم.

و حلقه سوم آن بر می گردد به شهرداری و تصمیمات کلان دولتی در خصوص مدیریت جامع پسماند. ما به شهروندان پیشنهاد می کنیم برای رفتن به نانوایی ساک ببرید اما اداره بهداشت به نانوایی ها می گوید شما پلاستیک داشته باشید، و به مردم پلاستیک بفروشید؛ هنوز اداره بهداشت ما پلاستیک به مردم و نانوایی ها توصیه می کنند. و ما این مدیریت چندگانه را اگر تبدیل کنیم به یک مدیریت یگانه و یک تصمیم واحد بگیریم، می توانیم بگوییم می شود بخشی از پسماند را مدیریت کنیم.

مسئولیت مدیریت پسماند با چه ارکانی است؟

طواف زاده: در ماده ۷ قانون مدیریت پسماند می گویند مدیریت زباله در شهر با شهرداری و در روستا با دهیاری و جای که بین این دو قرار دارد با بخشداری ها است. عملا شهرداری مسئولیت زباله ها را ندارند، اینکه تصمیم گیرنده اول و آخر شهرداری باشد. اینگونه نیست. چرا؟ برای اینکه پروسه مدیریت زباله یک جای هزینه خیلی زیاد دارد، کجا؟ مرکز دفن بهداشتی، کارخانه کمپوست، کارخانه زباله سوز و آن بخش آموزش که توی بخش شهروندی وجود دارد. این ها از عهده شهرداری بر نمی آید. در واقع بحث ملی می شود، شما در نظر بگیرید اگر رشت آلودگی داشته باشد شهر های دیگر هم متاثر از این آلودگی هستند، و استان آلودگی داشته باشد، استانها دیگر هم متاثر هستند، و گریبان آنها را خواهت گرفت. مثلا ماهی و برنج ای که از استان خارج می شود، آلوده باشد، چه اتفاقی خواهد افتاد؛ پس دقیقاً این یک مسله ملی به حساب می آید و نیاز ما به یک مرکز دفن بهداشتی بسیار جدی و مهم است.

یک مرکز دفن بهداشتی چقدر هزینه دارد؟

حسینی: ببینید با شرایط فعلی و با دلار امروز یک مرکز دفن بهداشتی زباله یک چیزی حدود ۱۵۰ میلیارد تومان هزینه دارد. تازه اگر یک مکان مناسبی فراهم شود. حالا کدام شهرداری یک همچین پولی دارد که در طول یک سال ۱۵۰ ملیارد تومان فقط برای زباله هزینه کند؟ ندارد. در جایی دیگر، زمانی که قانون نوشته می شود این ها رو پیش بینی کرده اند، – من در جلسات کشوری به نمایندگی از استان به عنوان NGO شرکت داشتم – در ماده ۱۲ مدیریت پسماند آمدند یک چیزی رو مشخص کردند، گفتند مرکز دفن زمین را وزارت کشور و منابع طبیعی با هم به تفاهم برسند و در اختیار شهرداری بگذارند، همان زمان فردی در آنجا بود، برگشت و گفت هیچ شهرداری اینقدری که مرکز دفن بهداشتی پول می خواهد؛ پول ندارد؛ شهرداری تهران هم این پول را ندارد؛ شما با چه معیاری می گوید که ما این زمین را می دهیم و شما بروید مرکز دفن بهداشتی زباله بسازید، خوب مشخص است که نمی سازد، بعد آمدند یک تبصره گذاشتند، که پول آن را هم وزارت کشور پرداخت کند؛ اما امروز استانداری خیلی راحت از این مسئله رد می شود یعنی مسئولیت خود را نمی پذیرد، استانداری ها به عنوان نماینده وزارت کشور باید زمین و پول مرکز دفن بهداشتی را بدهند و ما فقط دفن کنیم.

کمپوست چیست؟

حسینی: کمپوست روشی برای “بازیافت” است. کمپوست ترکیبی از ضایعات مواد خوراکی و “زباله‌ هایی” است که از راه تجزیه هوازی به خاک سیاه و سفید غنی تبدیل شده است. به زبان ساده، کمپوست چیزی شبیه به فرآیند درونی گاو است، یعنی گاو همه چیز می خورد، میبره توی لایه ای از معده (معده گاو ۴ لایه دارد) هم میزنه میاره بیرون (زمان نشخوار) هوادهی میکنه، دوباره میبره در لایه ای دیگر از معده ای دوباره هم میزنه و میاره بیرون هوادهی میکنه می بره داخل معده؛ از یک طرف کود تحویل می دهد، از یک طرف شیرابه تحویل می دهد و از طرف دیگر گاز؛ یعنی همه اتفاقات که در کمپوست می افتد مانند همین فرایند داخل شکم گاو به شکل ساده و قابل فهم آن است. مدفوع گاو را اگر بردارید خشک کنید آسیابش کنید، می شود خاک و فرقی بین خود خاک ندارد. برای گیاه هم مفید است، کمپوست هم همین است در فرآیند مکانیکی همین اتفاق هم می افتد ابتدا تولید می شود بعد هوادهی و بعد هم خشک می شود و به خاک می رسد.

درباره زباله سوز توضیح بدهید، چه نقشی در حل مشکل زباله دارد؟

طواف زاده: ما در این بخش دو مدل داریم، یکی زباله سوزی (روش) و دیگری زباله سوز (دستگاه) است. این دو با هم خیلی فرق دارند، در زباله سوزی انرژی داده می شود برای اینکه زباله بسوزد اما در زباله سوزی چی سوخته می شود زباله ای که انرژی حرارتی دارد، و فقط شما یک انرژی اولیه به او می دهید و بعد هم سوزانده می شود. این زباله سوزی برای جاهای مانند استان گیلان که محدودیت دفن دارد چیز خیلی خوبی است. در ژاپن هم محدودیت دفن وجود دارد در خیلی از کشور های دیگر هم به همین صورت است. از زباله سوزی شما انرژی تولید نمی کنید اما در زباله سوز انرژی تولید می کنید، به یاد دارم، برخی از مدیران رفتند اروپا، گفتند که تنها راه حل معضل زباله این است که کارخانه کمپوست بزنید. این تنها راه حل نبود بلکه فقط کارخانه کمپوست رو دیدند گفتند با همین راه حل می شود؛ مشکل زباله را حل کرد. در حالی که کارخانه کمپوست و زباله سوز هر کدام یک جایی از این حلقه هستند. کاهش (در مقدار تولید زباله) باید داشته باشید، استفاده مجدد باید باشد، تفکیک از مبدا باید باشد، کمپوست و زباله سوز هم باشد، و بازیافت هم باید باشد همه این فرآیند باید باشند؛ در غیر این صورت هیچ اتفاقی نمی افتد. چرا از زباله سوز تهران هیچ حرفی زده نمی شود؟ بیشتر از ۲۰۰ میلیارد تومان برای زباله سوز تهران خرج کردیم چه شد؟ چرا کسی از آن حرفی نمی زند؟

مدیریت پسماند های کشاورزی در چه وضعیتی است؟

طواف زاده: اگر به طور خلاصه بگوییم، ما عملا مدیریتی برای پسماند های کشاورزی نداریم.

آیا اوضاع پسماند های کشاورزی خطرناکتر از پسماند شهری است؟

طواف زاده: اوضای پسماند های کشاورزی خطرناکتر از پسماندهای شهر نیست، روشی که ما برای مدیریت آن انتخاب کردیم درست نیست؛ به طور مثال آتش زدن برخی از کاه ها. این روش، روش خوبی نیست، چرا که سبب می شود این پسماند ها سوخته شود و دی اکسید کربن بیشتری در هوا ایجاد شود که آن هم بحث جدی دارد. اما یک موضوع مهم این است که ما مروجین کشاورزی داریم که آنها سبب تغییر رویکرد کشاورزان در کشاورزی شده اند، یکی از مشکلات اصلی در این مورد این است که چه کسی گفت که پسماند های کشاورزی را بسوزانید؟ حالا باید تلاش کنیم تا کشاورزان آنها را نسوزانند. مثل داستان کود و سم است، اول تبلیغ کردم که کود مصرف کنید، و امروز می گویم دیگر کود مصرف نکنید، سرطان زاست و برای سلامتی مضر است.

وضعیت در روستاها چطور است؟

حسینی: من بچه روستا هستم؛ من در دوران کودکی در خانه پدر بزرگ یاد دارم یک کیلو زباله از آنجاد بیرون نمی آمد، زباله ها پشت تلنبار ریخته می شود و بعد روی آن خاک می ریختن و بعد در فصل کشاورزی بعدی از آن به عنوان چرم و کود استفاده می کردند. چکار کردیم که امروز کشاورز ما زباله خود را در پلاستیک ریخته و می گذارد جلوی در منزل، و تازه می گوید دهیاری باید آن را جمع کند. یک جا برای اینکه وارد یک کاری شویم آمدیم به دهیاران ماشین دادیم، گفتیم زباله مردم رو جمع کنید دهیار زباله که نداشت، رفت به مردم گفت زباله های شما رو دیگر تو خونه نگذارید، تو پلاستیک بریزید، و بگذارید جلوی در تا ما جمع کنیم. پس ما با سیاست های غلط، این فرهنگ را بردیم در دل روستاها. در همین شهر رشت زباله ای که از روستا وارد سراوان می شود چیزی حدود ۱۰۰ تن است. این ۱۰۰ تن عملا نباید به سراوان می آمد و باید در همانجا مدیریت می شد و اگر هم چیزی از روستای به بیرون انتقال پیدا می کرد زباله خشک بود و نه به شکلی که امروز شاهد آن هستیم.

شاید زباله در یک کیسه اثرات زیست محیطی خیلی زیادی نداشته باشد. ولی خاک بزرگترین تصفیه و پالایش کننده آلاینده ها است. به یک خاکی که ظرفیت پالاش یک کیلو زباله را دارد، ۱۰۰ تن زباله بدهید نمی تواند پالایش کند و آن مواد آلوده وارد محیط زیست می شود، لذا این آلایندگی زمانی اتفاق می افتد که بشود یک کوه ۱۰ هکتاری به ارتفاع ۷۰ متر، آن وقت می شود یک بمب آلاینده.

سجاد حسینی و فاطمه طواف زاده (4)

موضوع خطر انفجار در سراوان چیست؟ و چقدر واقعیت دارد؟

حسینی: ما در کلاس ششم برای بچه ها به صورت آزمایشگاهی نشان می دهیم که پسماندها را چند روز در یک پلاستیک ریخته و درب آن را ببنید، این موادها بعد از مدتی فاسد شده و پلاستیک شروع می کند به باد کردن، این نشان دهنده تولید گاز است. در سراوان نیز این اتفاق می افتد، حجم بالایی از گاز متان تولید شده به سمت سطح و آسمان حرکت می کنند، وقتی روی این پسماندها را با شن می پوشانیم، همانطور که می دانید شن دانه درشت است و در لای دانه های آن خلل و فرجی وجود دارد که گاز متان می تواند از آن خارج شود، اگر بر حسب اتفاق در این معدن شن حجمی از رس هم وجود داشته باشد که ریز و با چسبندگی بالا است، سبب می شود که روزنه های بین ذرات شن پر شود و محلی برای خروج گازمتان وجود نداشته باشد. در این حالت محل دفن شبیه کپسول گازی است که در حال پرشدن است و می دانیم که گازمتان به سرعت قابلیت اشتعال و انفجار دارد و کپسول پر شده کافی است که به یک جرقه برسد، و انفجار بزرگ؛ در واقع می توانیم بگوییم که سراوان در حال تبدیل شدن به یک بمب ساعتی است و فاجعه در حال رخ دادن است، انفجار در مرکز دفن ما که حدود ۱۰ هکتار است و این یعنی از دست دادن امکان دفن و اثر انفجار را در شهر رشت احساس کردن؛ ما مسئول زندگی مردم شهریم و این یعنی باید به درستی مدیریت کنیم؛ این نه تشویش اذهان عمومی است و نه ایجاد وحشت بلکه بخشی از واقعیت بزرگ ترین دفنگاه شمال کشور است.

از این دست انفجار ها در ایران هم داشته ایم: در شهر مشهد ۶ نفر و ۱۲ نفر در شیراز براثر انجار مرکز دفن جان باختند. این اتفاق در شهر رشت با آتش سوزی رخ داد و ۲ سال تمام آتش سوزی در سراوان ادامه داشت، و راه های بسیاری آزموده شد، تا بتوانیم آتش را خاموش کنیم زیرا که شیراز با مرکز دفن ۲۸۰ هکتار خیلی متفاوت است، با سراوان ۱۰ هکتاری و لازمه است که با حساسیت بیشتری مدیریت کنیم، تا چالش های بزرگتری ایجاد نکنیم.

و صحبت پایانی.

طواف زاده: اولین حلقه و مهم ترین برنامه در کاهش پسماند این است که من شهروند کمتر زباله تولید کنم، نه به خاطر شهرداری، فقط به خاطر خودمان؛ شهروندان باید به حدی از آگاهی محیط زیستی و شهروندی برسند و بدانند داشتن محیط سالم بیش از هر کس به نفع مردم است. حلقه گم گشته مدیریت پسماند شاید کاهش تولید زباله از مبدا است.

آن چه مهم، لازم و ضروری به نظر می رسد داشتن استراتژی مدیریت پسماند به معنای واقعی کلمه، با برنامه عمل درست است، که سبب خواهد شد با هم سویی تمامی اثرگذران و اثرپذیران (Stakeholders) به بهترین نتیجه برسیم و حتی بتوانیم از چالش امروز یک برد بسازیم.پیشنهاد ما (به عنوان یک تسهیل گر و کارشناس پسماند موسسه سبزکاران) برگزاری جلساتی کارگاهی برای تدوین استراتژی مدیریت پسماند و استراتژی آموزشی مدیریت پسماند است و در این راستا اعلام آمادگی می کنیم. برای این که مردم بدانند نباید زباله های خود را در جنگل، ساحل دریا، کنار چشمه های آب، مناطق کوهستانی و دره ها رها کنند، زباله ها را در منزل دسته بندی کنند و…. مسئولان باید تغییراتی در خود و ساختارشان ایجاد نمایند، نتایج یک بررسی در حوزه سرمایه اجتماعی نشان داده است که شهرداری ها از ارگان هایی هستند که مردم کم ترین علاقه را برای مشارکت در آن ها دارند، و در سازمان های تابع شهرداری سازمان پارک ها و فضای سبز شهرداری و نیز سازمان مدیریت پسماند در کم ترین سطح علاقه به همکاری قرار دارند و این نشان دهنده اهمیت تغییر نگرش در این باره است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

  • ×