رفتن به بالا
  • جمعه - ۱ دی ۱۳۹۶ - ۱۶:۱۰
  • کد خبر : ۲۳۲۸۰
  • مشاهده :
چاپ این مطلب
عصرصادق گزارش می دهد:

چرا کسی این خانه را نمی بیند؟

به گزارش عصرصادق ، آسایشگاه سالمندان و معلولین رشت چند کلمه ای در امتداد هم ، که وقتی می شنویم انتظار داریم افرادی از کار افتاده و ناتوان در این مرکز نگهداری شوند. خانه ای  پر از مهری که تنها در اعیاد و مناسبتهای مذهبی به چشم می آیند و هر از گاهی مسئولان و […]

به گزارش عصرصادق ، آسایشگاه سالمندان و معلولین رشت چند کلمه ای در امتداد هم ، که وقتی می شنویم انتظار داریم افرادی از کار افتاده و ناتوان در این مرکز نگهداری شوند.

خانه ای  پر از مهری که تنها در اعیاد و مناسبتهای مذهبی به چشم می آیند و هر از گاهی مسئولان و مدیران در این ایام با شاخه های گل به دست به این خانه ها سر میزنند و بعد….
خانه ای پر از جمعیت اما فراموش شده ؛ خانه ای با ساکنانی به رنگ آفتاب و به زلالی چشمه اما بی سر و صدا و ساکت …

آخرین  باری که به آسایشگاه سالمندان و معلولین رشت رفتم با تعداد محدودی از ساکنان این خانه دیدار داشتم در بین بیماری و معلولیت و سالمندی در آنجا علاوه بر عشق به زندگی استعدادهایی دیدم که مسئولان بی تفاوت از کنار آنها می گذرند

محمدرضا رستمی سالمندی مخترع که هر بار مسئولی برای دیدار به خانه سالمندان رشت می رود از طرح و اختراع خود می گوید و طلب یاری می کند.
رستمی از بی مهرهای نمایندگان مجلس و پارک علم و فناوری گیلان درد دلها در سینه دارد و گوش دادن به آنها سر پر حوصله می خواهد اما آیا مسئولانی وقتی برای آن دارند…
رستمی مخترع ویلچر با قابلیت ارتفاع گیری است که تا به امروز نتوانسته طرح خود را به مرحله عملیاتی شدن برساند از دلخوری های خود از مسئولان حرفها در سینه دارد.
وی با تاکید بر اینکه همه مدارک و تاییدهای پارک علم و فناوری را برای طرح خود دارد می گوید: من سالمندی هستم که با کمال لطف در این مرکز پذیرایی می شود خانم ها و اقایان مسئول در این مرکز فرشتگان آسمانی هستند اما من بر روی این طرح کار کردم تا از مرکز بروم اما امروز به دلیل عدم حمایت مسئولان تنها مقروض وام هستم.
وی تاکید می کند: طرح من مربوط به افرادی است که در همین مرکز نگهداری می شوند ویلچر با قابلیت ارتفاع گیری انتقال بیماران بسیار آسان می کند.در این جامعه چه کسی مسئول است استاندار، نمایندگان مجلس….به من پیشنهاد کردند طرحت را به چین بفروش ببین ان وقت چقدر قشنگ دلار میدهند از چین ویلچر های تو را می خرند.

شهردار رشت تنها مسئولی بود که  با جان و دل به حرفهای رستمی گوش داد و  اعلام کرد اگر کاری از عهده شهرداری  در این زمینه بر می آید کوتاهی نمی شود.

کمی آن طرف تر در بخش کودکان پسری به نام پوریا با صدایی زیبا زندگی می کند.
پوریا هر وقت مهمانی به خانه اش می آید با صدای زیبای خود که تنها دارایش است از آنها پذیرایی می کند.
اما همه تنها جمع می شوند به صدایش گوش می دهند دستی می زنند و می روند .
نمی دانم چرا هیچ مسئولی نمی گوید باید این استعداد پرورش داده شود چرا کسی از پوریا نمی پرسد آیا سازی را میشناسد آیا دوست دارد موسیقی یاد بگیرد و بنوازد..

پوریا می تواند آواز زندگی سر دهد و موسیقی امید بنوازد او می تواند به دنیا بگوید اگر همه دردها بسته شود باز خدا هست که مرا ببیند .
شاید دلیل اینکه از هر مهمانی با صدایش پذیرایی می کند این است که دنبال همان معجزه خداست.
یکی از هنرمندان می گفت هربار مسئولی می آید پوریا شعر گل پونه ها را می خواند و آواز سر می دهد …
گل پونه ها نا مهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونه ها بی همزبانی آتشم زد
میخواهم اکنون تا سحرگاه بخوانم.
پوریا جان بخوان هر روز بخوان برای هر رهگذری بخوان تا صدای تو را بشنوند.
پوریا ناامید نباش بخوان چرا که می آید صبح امید …

پوریا بخوان باز بخوان…

گل پونه های وحشی دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت فردایی دگر شد.

 

 

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه